سفرهاش حاضر مىشدند . اميركبير چون با ولخرجيها و مداخلات اين زن در امور سياسى مخالف بود ، مهدعليا رهبرى مخالفان را به عهده گرفت . پس از عزل اميركبير و فرستادن او به كاشان ، ميرزا آقا خان در نخستين روزهاى زمامدارى به محارم خود گفته بود تا ميرزا تقى خان زنده است ، من نمىتوانم قلمدان او را در جيبم بگذارم . » « 1 » و حق داشت ، زيرا « مهتاب نرخ روغن چراغ را مىشكند . »
اشتباه امير
- از نظر هدايت خوددارى امير از قبول امارت لشكر اشتباه بود .
« . . . با همهء دانايى و توانايى و كياست ، مىتوان گفت در رد دستخط و خلعت امارت لشكر دون وزارت كشور ، قافيه را باخت و جامهء شبهه بر تهمتها كه به او زده بودند ساخت . . .
ميرزا آقا خان را شعار بود . . . كه به ضرورت ريش خودم را در كون خر مىكنم ، چون كار گذشت بيرون مىآورم ، مىشويم ، گلاب مىزنم . . . بلاشبهه صلاح شخصى و خير مملكت قبول امارت لشكر بود . مثلى است ، در آتش بودن بهتر است تا در كنار ، قبول امارت لشكر مجال سعايت به ميرزا آقا خان نمىداد . به احترام در مركز بود و با حضور او غلطكارى كمتر مىشد و بلاشبهه رفع نگرانى از شاه مىشد ، باز اختيارات به خودش برمىگشت . » « 2 »
گفتم كه خطا كردى و تدبير نه اين بود * گفتا چه توان كرد كه تقدير چنين بود !
القاب
: اميركبير بعد از حسن صباح دومين كسى است كه القاب بىمعنى و مشمئزكننده را برانداخت و دستور داد كه در عريضهها و نامههاى رسمى كه خطاب به وى مىنويسند جز يك عنوان ساده « جناب » به كار نبرند . براى مقامهاى پايينتر نيز به ترتيب عنوان ثابتى مقرر كرد . مردم در تعجب ماندند كه چطور وزيرى آن القاب چاپلوسانه را از خود دور مىنمايد ؟ اما امر او را گردن نهادند . « گويا فرق عظيمى است ميان او و مردمى كه ديگران را به سجده و نيايش مجبور مىكنند . . . عنوانهاى رسمى كه در آن زمان به كار رفته از اين قرار است : عنوان نواب و الا ، در مورد شاهزادگان درجه اول ، جناب براى رئيس دولت ، مقرب الخاقان و عاليجاه براى ديگر منصبهاى ديوانى . . . علاوه بر اين امير در اين فرمان منشيان را به سادهنويسى و اجتناب از روده درازيهاى منشيانه واداشته است و نامههاى امير به ناصر الدين شاه خود بسيار ساده و خالى از هرگونه تكلف است . » « 3 »
پس از قتل ميرزا تقى خان اميركبير ، رجال ايران ديگر خدمتگزار شاه نبودند ، آنها توجهشان به همسايههاى شمال و جنوب بود . رجال دربارى به چشم خود ديدند چه كسى اميركبير را برداشت و به قتل رسانيد و كدام دولت بود كه ميرزا آقا خان نورى را به صدارت رسانيد . اين رجال كه در ظاهر ، ايرانمدار بودند ، در ادارهء ايران از خود اختيارى نداشتند ، دستور كسانى را به موقع اجرا مىگذاشتند كه آنها را در رأس امور ايران قرار داده بود . . . نمايندگان دول
هامش
( 1 ) . سياستگران دورهء قاجار ، پيشين ، ص 35
( 2 ) . خاطرات و خطرات ، پيشين ، ص 57
( 3 ) . اميركبير و ايران ، پيشين ، ص 321