كار تو به استقامت نخواهد گرائيد . زيرا رعيت تنها ازاينرو به مهر تو دل مىبندد كه به ثروت آنان دستدرازى نكنى و ستمگرى را فروگزارى و سپاهيان را مورد تفقد قرار داده و به دفاتر آنان درنگر و پايه آنان را رسيدگى كن و بر روزى ايشان بيفزاى . و بدان كه پايگاه قضا و داورى در پيشگاه خدا از همه كارها برتر است . . . و با اجراى برابرى در امر قضا ، روزگار رعيت به اصلاح مىگرايد و راهها ، امن مىشود و ستمديده داد خويش را از ستمگر مىستاند . . . هنگام شبهه درنگ پيشگير و صحت دليل كسان را به دقت رسيدگى كن و نبايد دربارهء هيچيك از رعاياى خود زير تأثير حب و بغض واقع شوى و جانب بىطرفى را رها كنى . . . هرگز در ريختن خون كسى شتاب مورز . . . و به كار مهم خراج ، نيك عنايت كن . . . به هيچرو روانيست بيش از توانايى مردم از آنان خراج گرفت و ايشان را به كارى مكلف ساخت كه مايهء تجاوز به حق آنان گردد و به ستمگرى منجر شود . . . بايد خراج را از آن قسمت ثروت ايشان بگيرى كه زايد بر مخارج آنان باشد . . . و بايد آن خراج را در راه استوارى و بهبود زندگى و اصلاح نابسامانيها و ناهمواريهاى امور مردم صرف كرد . . . و به هريك از استانهايى كه زير فرمان تست ، كسان امين گسيل كن تا اخبار مربوط به كارگزارانت را به تو خبر دهند و روش كار و طرز رفتار آنها را براى تو بفرستند . . .
و هرگاه بخواهى كارگزاران خود را به كارى فرمان دهى ، در فرجام دستورى كه مىخواهى صادر كنى نيك بينديش ، به كسانى مراجعه كن كه در آن بينائى و آگاهى دارند . . . تا ميتوانى اجازه بده كه مردم بيشتر نزد تو آيند و خود را از آنان پنهان مكن و همهء حواس خود را به گفتهها و شكايتهاى آنان متوجه ساز و به آنان فروتنى كن ، و بايد گرامىترين همزبان و خواص تو كسانى باشند كه هرگاه عيبى در تو بينند ، بىآنكه از شكوه تو بهراسند در نهان يا آشكارا به تو گوشزد كنند و نقص تو را بازگويند ، زيرا چنين كسانى خيرخواهترين ياران و دوستان و بهترين پشتيبان تو باشند . به كارگزاران و كاهنان درگاه خويش عنايت كن و براى هريك از كاتبان در هرروز ، وقت معين اختصاص ده تا نزد تو آيند و نامهها و امورى كه بايد مورد مشاوره قرار گيرد مطرح كنند و نيازمنديهاى كارگزاران و امور استانى را كه در قلمرو فرمانروايى تست و وضع حال رعيت را به تو بازگويند . آنگاه بايد با دقت كافى گوش و ديده و فهم خود را به مسائلى كه مطرح مىشود متوجه سازى و هريك را چندين بار مورد بررسى قرار دهى و دربارهء آنها نيك بينديشى . و آنچه را با حق و حقيقت و دورانديشى و خرد موافق باشد بپذيرى و دستور اجراى آن را صادر كنى . . . در مطالبى كه مخالف حق و دورانديشى باشد تأمل و درنگ كن و آنها را از اهل بصيرت بپرس .
بر رعيت خود و ديگر كسان ، به خاطر احسان يا كار نيكى كه انجام مىدهى منت منه و از هيچكس جز وفادارى و استقامت و ياريگرى به امور مسلمانان چيز ديگرى مپذير و جز در برابر اين گونه صفات به كسى احسان مكن ؛ اين نامه را نيك درياب و به دقت در آن بينديش و آن را به كار بند . »
مورخان گويند ، چون اين نامه شيوع يافت مايه شگفتى مردم گرديد و خبر آن به مأمون
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 42
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤٢