« . . . اينكه اصرار در شرفيابى حضورى داشته ، و بازدارم . . . براى آن است كه هرزگى و نمامى و شيطنت اهل اين ملك را مىشناسم . اين رشته كه به دست آنها افتاده ، دست نمىكشند و طورى خواهند كرد كه اين كار منظم را كه كل دنيا از شدت حسد به مقام پريشانى برآمدند بالمره خراب . . . و هم جميع كارهاى پخته را خام مىنمايند . . . »
بالاخره شاه به تقاضاهاى كتبى و شفاهى امير تسليم شد و به او اجازهء ملاقات داد . در اين گفتگوى تاريخى به قول صاحب ناسخ التواريخ امير به عرض رسانيد كه اين مملكت را من به نظام كردهام و اينهمه كارهاى صعب را به كام آوردهام ، اين دبيران و دفترخانه از من آراسته گشته است و اين لشكر و قورخانه از من پيراسته شده ، اگر من نباشم كيست كه از بلدان ايران منال ديوان ارتفاع دهد و در آنجاى حدود و اقصاى ثغور حراست قلاع و بقاع كند ؟ من بودم كه متمردين درگاه را تباه كردم و از براى هيچكس در ايران ملجأ و پناهى نگذاشتم . امروز به جاى پاداش مرا كيفر نبايد كرد و كار مملكت را تباه نبايد داشت . » « 1 »
شاه از اين سخنان صريح و دور از مداهنه و تملق بيش از پيش در عزم خود راسخ گرديد .
ميرزا آقا خان كه از مدتها پيش در صدد احراز اين مقام بود ، پس از آنكه با اصرار زياد امير را به امضاى تقصيرنامه واداشت ، تصميم گرفت به دست ايادى و عمال خود ، شاه را رام كند زيرا ميرزا آقا خان اعتماد الدوله مردى بدنام و اجنبىپرست بود . « 2 » و از قبل از ورود ناصر الدين شاه به تهران و جلوس به سلطنت ، خود را تحت حمايت كلنل شيل وزيرمختار انگليس قرار داده بود و از او حقوق و مستمرى مىگرفت « و شاه به اين معنى واقف بود » ، سه روز ميرزا آقا خان را در دربار معطل نگاه داشت و به او تكليف كرد كه يا صدارت عظمى را اختيار كند يا وابسته و تحت الحمايهء وزيرمختار انگليس باشد . « ميرزا آقا خان به وزيرمختار انگليس مراجعه نمود و از او تكليف خواست ، كلنل شيل پيغام داد كه به عقيدهء او حفظ حمايت انگليس حتى بر تاج كيانى نيز ترجيح دارد ولى اگر ميرزا آقا خان به قبول صدارت مايل و مصر است اختيار با خود اوست . » « 3 » سرانجام اعتماد الدوله كه دلباختهء مقام صدارت بود ، ضمن نامهاى به ناصر الدين شاه چنين نوشت : « اين چاكر قديمى پدر بر پدر خانهزاد و نمكپروردهء اين آستان مبارك بود . . . خودم و اجدادم به ارث خدمت كردهايم . . . استدعاى اين چاكر اين است كه اگر عرضى شود تحقيق شود و بعد از اثبات ، عقوبت شود . محرم 1268 . »
در حاشيهء همين كاغذ به خط ميرزا آقا خان ايضا مرقوم است : « اين بندهء درگاه در زير حمايت هيچ دولتى به جز در ظل حمايت شاهنشاه ايران ظل الله ملكه نيستم و اميد الطاف و مرحمت از اين آستان مروت نشان داشته و دارم . » « 4 »
اعتماد الدوله پس از كسب قدرت نيز به خوبى مىدانست تا امير زنده است كار او قوام و
هامش
( 1 ) . اميركبير ، تأليف عباس اقبال ، ص 311
( 2 ) . ناسخ التواريخ ، ص 603
( 3 ) . مكاتبات گوبينو ، ص 71
( 4 ) . كتاب قايم شيل ، ص 241