مگر چيزى كه شما مصلحت بدانيد . مبادا خيال كنيد اجازه دهم كسى عريضهء بىخودى بنويسد يا دربارهء هيچكس حقوق و مستمرى برقرار كنم يا مثل زمان شاه مبرور پولى به هدر برود حاشا يك شاهى بيشتر از آنچه مقرر داشتهايد به هيچكس بدهم يا اينكه هيچكس بتواند حرفى بزند . »
ناصر الدين شاه توسط خواهرش ملكزاده خانم عزت الدوله زن امير ، پيام محبتآميز ديگرى به ميرزا تقى خان فرستاد . امير به همين دل خوش داشت . به شاه ضمن نامهاى مىنويسد :
« از شرفيابى اين غلام گريزان نشويد ، زيرا كه از اول رضاى شما را خواسته و مىخواهم اگر ميل داريد ساعتى شرفياب حضور شما شوم ، همهء اين حرفها تمام مىشود . . . » « 1 »
سرانجام شاه با شرمندگى نامهء زير را به اميرنظام مىنويسد :
« جناب اميرنظام به خدا قسم ، امروز خيلى شرمنده بودم كه شما را ببينم . من چه كنم به خداى اى كاش هرگز پادشاه نبودم و قدرت نداشتم كه چنين كارى كنم . به خدا قسم حالا كه مشغول نوشتن اين كاغذ هستم ، گريه مىكنم به خدا قلب من آرزوى شما را مىكند ، اگر باور مىكنيد و بىانصاف نيستيد ، من شما را دوست مىدارم .
بيگلربيگى آمد و از حرفهاى او اينطور فهميدم كه شما بيم داريد كه اين اوضاع به كجا خواهد انجاميد ؟ چه كسى مىتواند يك لحظه حرفى عليه شما بزند ؟ به خدا قسم اگر كسى چه در حضور من ، چه پيش اشخاص ديگر يك كلمه بىاحترامى دربارهء شما بكند ، پدرسوختهام اگر او را جلو توپ نگذارم . به حق خدا نيتى جز اين ندارم كه من و شما يكى باشيم و با هم به كارها برسيم به سر خودم كه اگر شما غمگين باشيد ، به خدا نمىتوانم تحمل غمگينى شما را بكنم . تا وقتى كه شما هستيد و من زندهام ، از شما دست برنخواهم داشت . آجودانباشى وزير جنگ خواهد شد و تمام كسى كه شما آنها را گماشتهايد ، در مقامشان باقى خواهند بود . حتى به قدرتشان نيز افزوده خواهد گشت . وزير نظام به حكومت عراق خواهد رفت ، چراغ على خان در اصفهان مىماند ، ديگران همچنان باقى خواهند بود . مىبينيد تغييرى داده نشده است . به خدا قسم مىخورم امور نظام را به عهدهء شما واگذار كردم كه با جديت به آنها رسيدگى كنيد . اگر نكنيد خدا و پيغمبر خدا جزاى شما را بدهد . براى ابراز لطف خود شمشيرى مكلل به الماس گرانبها با حمايلى كه به گردن خود مىبستم براى شما مىفرستم . براى خاطر خدا آنها را قبول كنيد و فردا بياييد مرا ببينيد . بنا به دستورها و اوامر شما جيره و حقوق هنگها بايد پرداخت شود . از اول نوشتم در امور نظام به هيچ نحوى مداخله نخواهم كرد . عايدات دولتى نيز كمترين تغييرى از ميزانى كه مقررات آن را خود شما تعيين نمودهايد نخواهد كرد . »
با وجود تقسيم كارها ، همكارى اميرنظام با صدراعظم فاسد و مغرضى چون اعتماد الدوله امكانپذير نبود . به همين علت اين دوره بيش از سه روز نپاييد . از نامهاى كه امير در
هامش
( 1 ) . اميركبير و ايران ، ص 682 به بعد