تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
به كلى ترك گويند و ثانيا هرمتهمى را پس از تحقيق كامل و در صورت اثبات جرم به كيفرى كه در خور گناه اوست برسانيد . اين دستور العمل براى اطلاع عموم و حكام در روزنامهء وقايع اتفاقيه منتشر گرديد . » اميركبير ، در پيشرفت افكارش مؤمن و در اجراى نقشه‌هاى اصلاحى خود با همت و درست‌كردار بود و مىخواست ايران نوى برپا سازد . به قول دكتر پلاك اطريشى : « ميرزا تقى خان مظهر وطن‌پرستى بود ، يعنى همان اصلى كه در ايران مجهول است ، آنچه مىدادند و او نمىگرفت خرج معدوم كردن وى شد . » نهالى كه نشانده بود بارور نشده او به خاك و خون غلطيد و بعد از او روزگار ايران به سياهى كشيد . . . ميرزا عباسعلى خان آدميت مىگويد : « كشتن اميركبير بزرگترين خيانت سلسلهء قجر به خلق ايران بود . » بايد گفت كه اگر عباس ميرزاى ترقيخواه خيرانديش و احمد شاه آزاديخواه و مشروطه‌طلب نبودند ، افراد دودمان قاجاريه در زمرهء بدترين شهريارانى به شمار مىآمدند كه بر اين سرزمين فرمانروايى كرده‌اند . آنها در دورانى از تاريخ كه سير مدنيت عالمگير بود ، مسؤوليت و محكوميت بزرگى در عقب‌ماندگى ايران از كاروان علم و معرفت جديد به گردن دارند . هر مرد اصلاح‌طلب و ترقيخواه كه در ايران برخاست ، به دست پادشاهان كژكردار و درباريان فاسدكارشان نابود گرديد . » « 1 »

عزل امير

: مقدمات عزل امير از مدتها پيش فراهم شده بود . غير از مهدعليا مادر شاه ، درباريان و ديگر مفتخواران و نمايندگان سياسى روسيه و انگلستان نيز از اصلاح اوضاع اجتماعى و اقتصادى ايران سخت نگران بودند و به خوبى مىدانستند كه فقط در يك بازار آشفته و در يك ايران خراب و بىسروسامان مىتوانند به آرزوهاى خود برسند . شاه نيز مطلقا با اصلاحات عميق اجتماعى و بيدارى مردم موافق نبود و از ته دل و صميم قلب كارهاى امير را تأييد نمىكرد . در اين حال نمىخواست خدمتگزار واقعى و دوست صميمى خود را يكباره از تمام مناصب معزول نمايد . اين است كه دو روز پس از عزلش نامه‌اى مهرآميز به امير نوشت . اينك دستخط شاه ( 20 محرم 1268 ) « جناب اميرنظام به خدا قسم ، به خدا قسم هرچه مىنويسم حقيقت است و فوق العاده شما را دوست مىدارم . خدا مرا بكشد اگر بخواهم تا زنده‌ام از شما دست بردارم يا اين‌كه بخواهم به قدر سر سوزنى از عزت شما كم كنم . طورى نسبت به شما رفتار خواهم كرد كه حتى يك نفر هم از موضوع اطلاع پيدا نكند . به نظر مىآيد كه زيادى كار شما را خسته كرده است حالا دو سه قسمت كارها را به عهدهء خودم گرفته‌ام ، تمام فرامين نظامى و كشورى كه سابقا به مهر و امضاى شما صادر مىشد ، از اين به بعد هم به مهر شما خواهد بود . تنها فرقى كه كرده اين است كه مردم ببينند من شخصا به امور غير نظام رسيدگى مىكنم . در كارهاى نظام ابدا دخالتى نخواهم كرد ،
هامش
( 1 ) . فكر آزادى ، ص 54 به بعد
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 412 | مرتضى راوندى