تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
دهد . پس ماليه و خزانهء مملكت را سروسامانى داد ، از مواجب و مستمريهاى گزاف شاهزادگان و درباريان و ديوانيان و روحانيان كاست ، براى پادشاه حقوق ثابت معين كرد ، بر عايدات دولتى افزود و ميان دخل‌وخرج دولت موازنه برقرار نمود و به تربيت صاحبمنصبان جديد پرداخت ، فوجهاى تازه درست كرد ، حتى از ايلات و عشاير سرحدى هنگ نظامى جديد ايجاد نمود و ساخلوهاى دايمى مرزى برقرار ساخت . كارخانه‌هاى اسلحه‌سازى و توپ‌ريزى احداث كرد ، لباس متحد الشكل نظامى براى سربازان و صاحبمنصبان ترتيب داد ، درجه‌هاى نظامى را تحت قانون جديد مشخص گردانيد ، براى تأسيس نيروى بحرى ، كشتيهاى جنگى سفارش داد و براى كشتيهاى دولتى و بازرگانى بيرق مخصوص درست كرد ، در اصلاح دستگاه دولت ديوانخانه و دار الشرع را بر اصول تازه‌اى بنياد نهاد ، امور شرعى و عرفى را از هم جدا ساخت ، اقليت مذهبى زرتشتى و مسيحى و يهودى را از اجحافهاى متعصبين رهانيد . آيين آزار و شكنجه را ممنوع گردانيد ، رسم بست نشستن را شكست . . . در اصلاح اخلاق مدنى ، رشوه‌خوارى و دزدى و پيشكش دادن حكام و ديوانيان و سيورسات لشكريان را برانداخت ، تملق‌گويى و القاب و عناوين ناپسنديده اهل دولت و مديحه‌سرايى شاعران را منسوخ نموده ، هرزگى و لوطىبازى و قداره‌كشى و عربده‌كشى مستانه در كوى و برزن را از بين برد ، خواست قمه زدن و برخى از بدعتهاى بىسابقه را نيز براندازد ، اما كامياب نگرديد . در اصلاح امور شهرى ، چاپارخانه و پست جديد را راه انداخت ، قانون تذكره دادن را بنيان گذارد ، آبله‌كوبى را تعميم داد ، جزوه‌هايى در مبارزه با آبله و و با ميان مردم و ملايان منتشر نمود . يخچالها را از آلودگى پاك كرد ، به سنگفرش كردن كوچه‌ها پرداخت ، نخستين بيمارستان دولتى را بنا كرد ، براى حرفهء پزشكى امتحان طبى مقرر ساخت ، كر و كور و گداى شهر را جمع كرد ، از شهر كرج آب به تهران جارى كرد و قانونى براى تقسيم آب نوشت . در بيرون شهر خانه‌هاى تازه ساخت در همهء شهرها قراولخانه تأسيس نمود ، براى نشر فرهنگ « مدرسهء دار الفنون » را بنا كرد ، از فرنگستان استادان قابلى استخدام نمود ، به ترجمهء كتابهاى اروپايى در پاره‌اى از فنون پرداخت ، چاپخانه‌هاى جديد را توسعه داد ، روزنامهء وقايع اتفاقيه را تأسيس نمود . هيئتى از مترجمان زبانهاى خارجى تشكيل داد و باب روزنامه‌هاى فرنگى را به ايران باز كرد ، كارخانه‌هاى مختلف صنعتى و پارچه‌بافى ايجاد كرد ، از صنايع ملى حمايت كرد و امتعهء وطنى را معمول ساخت ، استاد معدن‌شناس استخدام كرد و محصولات ايران را به نمايشگاه بين المللى لندن فرستاد . . . چندين سد روى رودخانه‌ها بست ، شيلات را از دست اتباع روس گرفت ، از بازرگانى داخلى و خارجى ايران پشتيبانى جدى نمود ، بر ميزان صادرات ايران افزود و آزادى واردات را عملا محدود ساخت . تيمچه امير را به عنوان مجمع بازرگانان بنا كرد . . . از قدرت روحانيان كاست ، با
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 409 | مرتضى راوندى