تفنگ بسته و قسمتى از آبادى و ثروت آن به آبيارى و زراعت منوط است ، ليكن از بدبختى ، حاجى ميخواست كه اين دو كار مهم فنى را تنها به خيال و طرحريزى و مباشرت دماغ كوچك خود به انجام رساند . و ابدا حاضر نمىشد كه از خبرگان و اهل تخصص و بصيرت استمداد جويد . بلكه اگر كسى هم به مصلحتانديشى و خيرخواهى راهى پيش پاى او مىگذاشت ، در پند گرفتن رأى او و تعقيب راه كج خويش ، عناد و لجاج به خرج مىداد . به همين جهت ماليهاى كه در جلوس محمد شاه بر شرح مذكور در فوق پريشان بود ، بر اثر كجخياليهاى سادهلوحانهء حاجى ، پريشانتر شد . سروش اصفهانى در همين باب به تعريض به حاجى مىگويد :
نگذاشت به ملك شاه حاجى درمى * شد خرج قنات و توپ هربيش و كمى
نه مزرع دوست را از آن آب نمى * نه خانه خصم را از اين توپ غمى
. . . حاجى به واسطهء طمعورزى و حرص در جمع ملك و بذل و بخششهاى بىجا ، به هر سيد و ملا و درويش و خوانين و سران سپاهى بيات و ماكويى بيش از پيش در خرابى وضع مالى كشور و بىاعتبارى آن كوشيد . موقعى كه حاجى پس از ورود ناصر الدين شاه به حضرت عبد العظيم گريخت دهات و املاك او را مستوفيان هزار و چهار صد و سى و هشت ده و قريه و مزرعه و قنات و مستغل صورت دادند و حاجى كه فرزندى نداشت و هرآن مىترسيد كه املاك او به ضبط ديوان درآيد ، براى بستن زبان حسودان ، آنها را به صيغهء شرعى به وليعهد ايران هديه كرده بود . »
حاجى به قصد عوامفريبى ، حداكثر درخواستهاى پولى و مستمرى تقاضاكنندگان را مىپذيرفت و براتى بر سر حاكم محل مىنوشت . ولى نيت واقعى او فريبكارى بود . و چون حكام ملتفت اين نكته بودند ، بروات به دست اشخاص لاوصول مىماند و حاجى به نيكنفسى ، و عمال به سوءنيت مشهور مىشدند . همين بروات بىپشتوانه چنانكه خواهيم ديد ، مشكل اقتصادى بزرگى براى اميركبير فراهم كرد . به طورى كه از يكى از نامههاى حاجى به محمد شاه بر مىآيد ، در اواخر سلطنت اين پادشاه وضع مالى مملكت بسيار خراب بود . به طورى كه صدراعظم مملكت با كمال سرشكستگى مىنويسد « . . . زمستان نزديك است هيچ كارى از پيش نمىرود ، سه هزار تومان حاضر است . شب هم به اطراف آدم فرستادم پول قرض كنند بياورند ، قشون راه بيفتد . چنين مىدانم كه انشاء الله هفت هزار تومان پيدا شود . نه كرمان پول دارد نه اصفهان ، از فارس قدر قليلى رسيد . » در اواخر سلطنت محمد شاه ، در نتيجهء بىكفايتى و اشتباهات گوناگون حاجى ميرزا آغاسى ، خرج دولت بر دخل آن دو كرور فزونى داشت و حقوق ديوانى مردم به تومانى يك قران و بيشتر و كمتر خريد و فروش مىشد . « 1 »
در كتابچهء دستور العملهاى سياسى دولت به فرخ خان امين الملك ضمن بحث از اوضاع
هامش
( 1 ) . تلخيص از : همانجا ، ص 194 - 186