كرده و يادداشتهاى آنان را به وزيران تسليم مىكند . مهمانداران درجه دومى نيز بودند كه زير دست مهماندارباشى انجاموظيفه مىكردند .
5 ) مهردارباشى . اين شخص مهرهاى سلطنتى را از گردن آويخته ، فرامين شاه را مهر مىكند .
6 ) ميرآخورباشى يا مسؤول اصطبل مخصوص ، سابقا از مزاياى بىشمارى برخوردار بود . زيرا اصطبل سلطنتى بنا به رسم ديرين پناهگاه و محل تحصن مجرمين محسوب مىشود .
البته مجرمين بدون رضايت ميراخور نمىتوانستند در اصطبل بمانند . اين رسم از مدتها پيش منسوخ شده است و ديگر مجرمين در ايران نمىتوانند پناهگاهى براى فرار از كيفر پيدا كنند .
حتى درهاى حرمسراها نيز كه سابقا كسى حق ورود بدان نداشت ، امروز با اولين دق الباب براى جستجوى مجرمين كه احتمالا بدانجا پناهنده شدهاند باز مىشود .
7 ) خواجهباشى يا رئيس خواجهسرايان نيز نفوذ فراوانى دارد . حتى رجال عاليرتبهء دربارى نيز او را محترم مىشمارند . خواجهباشى بنا بموقعيت خويش به حرمسرا راه دارد ، گاهى به عنوان مأموريت ، در سراسر كشور به سير و سياحت مىپردازد و از نمايندگان خويش دربارهء دختران زيباى هرمحل اطلاعات لازم كسب مىكند و آنها و والدينشان را به نحوى براى فرستادن دختر خود به حرمسراى شاه ، راضى مىكنند . ضمنا به خانههاى اعيان و اشراف نيز سركشى مىكند تا دخترانى را كه شايستهء شاه ، يا شاهزادگان بداند به حرمسرا دعوت كند . به خوبى مىتوان حدس زد كه خواجهباشى از اين راه چه مداخل هنگفتى دارد هريك از بزرگان هداياى قابل ملاحظهاى به وى تقديم مىكنند .
8 ) ناظرباشى . مسؤول ادارهء اموال سلطنتى است بازرسى داخلى كاخها و انتخاب يا تعويض نوكران در صلاحيت اوست .
9 ) اودوندارباشى ( اتاقدارباشى ) . مسؤول حفاظت كاخها و تنظيم وسايل حركت براى سفر يا شكار است . افسر زيردست او مشعلدارباشى مسؤول روشنايى كاخهاست و خود رئيس مشعلداران به شمار مىرود .
شكارچىباشى يا ميرشكار مسؤول ادارهء امور مربوط به شكار است . زيردست او سگبانباشى ، نگهبان سگان شكارى و طاووس خان آقا مسؤول رسيدگى و نگهدارى بازان شكارى است .
10 ) منجمباشى يا رئيس اخترشماران ، مسؤول تنظيم تقويم و تعيين ساعات سعد و نحس ستارگان است . هربار شاه قصد سفر شكار و ديدوبازديد كند ، با وى مشورت مىكند .
ولى عباس ميرزا ، با اين كارها مخالف بود .
11 ) انباردارباشى ، مسؤول نگهدارى ذخيرهء خواربار و مواد غذايى است ، به بزباشى در شغل آشپزى و قهوهچىباشى در تهيهء دسر و قهوه و چاى و شربت ، زيردست انباردارباشى كار
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٣٩١