سياسى و سرداران گردنكش را ، يكى پس از ديگرى از ميان بردارد . . . كريمخان سواد و مطالعه و تجربه سياسى نداشت كه بتواند اصلاحاتى عميق در اجتماع خود كند .
نخستين دستور وى دربارهء امور ادارى و سازمانى طبق نوشتهء مؤلف رستم التواريخ در اصفهان صادر گرديد . . . و هفت عامل جهت امور گوناگون علاوه بر حاكم معين نمود . و اين هفت نفر عبارت بودند از وزير و مستوفى و وكيل الرعايا و محصص و كلانتر و محتسب و نقيب .
وظيفهء وزير طبق كتاب تذكرة الملوك بدين شرح است : « نسق محال خالصه و ضبط از وجوهات و دكاكين بر عهدهء اهتمام مشار اليه است كه محلى از محال ، بىنسق و نامزروع نماند و آنچه به جهت نسق زراعات ضرور دارند به عنوان بذر مساعده به مستأجر و رعيت داده در رفع محصول بازيافت نمايد و از براى مستغلات سركار خاصه شريفه ضابط و مستأجر به هم رسانيده نگذارد كه نقصان به سركار خاصه برسد و در ضبط ماليات ديوانى نهايت اهتمام به عمل آورد . « و ضمنا جمع نمودن رعايا و توفير و تكثير زراعات و تعمير عمارات و قنوات و دكاكين و خانات و خالصه و محافظت رعايا » و همچنين « تعيين رؤسا با اطلاع كلانتر » از اختيارات و وظايف وزير « دار السلطنه اصفهان » بود .
وظيفه مستوفى هم « حواله و اطلاق محصولات و مستغلات و تنقيح و تشخيص محاسبات رعايا و مؤديان وجوهات ديوانى بود . يعنى وظيفهء عمال وزارت دارائى . » اما شغل كلانتر برطبق مندرجات تذكرة الملوك عبارت بود از :
« تعيين كدخدايان محلات و ريشسفيدان اصناف . » بدين ترتيب كه سكنهء هر محله و هرصنف و هرقريه ، فرد مورد اعتماد خود را انتخاب مىكردند و « رضا نامچه » به اسم او مىنوشتند و مواجبى در وجه او تعيين نموده به مهر نقيب معتبر نموده به حضور كلانتر مىآوردند و « تعليقه » ( پروانه ، اجازه نامچه ) و خلعت از كلانتر براى او بازيافت مىكردند و چند نفر از ملازمان ديوانى به تابينى كلانتر مقرر بودهاند كه خدمات ديوانى را به تقديم رسانند . ضمنا تميز و تشخيص گفتگويى كه اصناف در باب قدر بنيچه ( ماليات ) و ساير امور متعلق به كسب و كار خود با يكديگر داشته باشند با كلانتر بود كه به هرنحو مقرون به حق و حساب و معمول مملكت باشد ، از آن قرار به عمل آورند . و ضمنا از هركس كه به رعيت جبرى و تعدى واقع شود بعد از آنكه به كلانتر شكوه مىنمودند ، بر ذمهء او بود كه از جانب رعيت مدعى شده اگر خود تواند رفع نمود فبها و الا به وكلاء ديوانيان عرض نمود نگذارد كه از اقويا بر ضعفا جبر و تعدى واقع شده
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 387
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٣٨٧