مسكوكات و عوايد حاصل از عوارض آب و جزيهيى كه از نامسلمانان مىگرفتند و عوارضى كه از پيشهوران و حقوق راهدارى و سازمان گمركات مىگرفتند ، نصيب خزانهء شاه مىشد . علاوه بر اين ، درآمدهاى اتفاقى ديگرى نظير پيشكشيها و ضبط و مصادرهء اموال كسانى كه مورد قهر و غضب قرار مىگرفتند و بيگارى دستورزان و پيشهوران را بايد يكى از سرچشمههاى عايدى و ثروت بيكران شاه به حساب آورد . « 1 »
سازمان ادارى در اواخر عهد صفويه و زنديه
سازمان ادارى ايران چنانكه ديديم ، در آغاز روى كار آمدن سلسلهء صفويه بسيار مختصر و ناچيز بود . ولى پس از چندى تشكيلات ادارى رو به وسعت نهاد ، ولى در نحوهء حكومت در نهاد و اصل تغييرى نكرد و شاه صفوى با عناوين « قبلهء عالم ، مرشد كامل ، صوفى صافى اعتقاد ، و بنده شاه ولايت » همان پادشاه مستبد روزگاران گذشته بود و وزيراعظم او با لقب اعتماد الدوله همان وزير مقتدر و حكام و نمايندگان وى در ممالك ( - استانها و شهرستانها ) تابع با عناوين والى و بيگلربيگى ، همان حكام مستقل و مستبد ادوار سابق بودند . خوشبختانه در تذكرة الملوك قسمت اعظم مشاغل ادارى و سياسى در اين زمان با شرح وظايف و ميزان حقوق و درآمد آنان ذكر شده است .
مطالعهء اجمالى در اين مشاغل ، مىرساند كه تنها چيزى كه از اين سازمان كشورى منظور بوده ، حفظ دستگاه سلطنت از نظر مالى و نظامى است ، بدون آنكه كوچكترين توجهى به مردم شده باشد . و خلاصه ، تمام اين سازمانها ايجاد شده بودند تا از مردم « بگيرند » . ولى هيچ سازمانى نبود كه چيزى به مردم « بدهد » يا حقى براى آنان بشناسد .
امر ديگرى كه قابل توجه است ، اينكه سلاطين اخير سلسله صفوى ، بر اثر آرامش مملكت و فراغت از جنگهاى خارجى ، به قدرى در لذات پست و تفننهاى كودكانه و شهوترانى پيش رفتند كه هرگز تا آن زمان سابقه نداشته بود .
شرحى كه صاحب رستم التواريخ از دورهء شاه سلطان حسين در باب « سرسره ساختن » يا « ترتيب لذت خانه » مىنويسد ، بسيار ننگين و شرمآور است .
در همين كتاب مقدارى از مشاغل مملكتى ذكر شده كه نقل آن را جهت روشن شدن مطلب بىفايده نمىدانيم . عاليجناب قدسىالقاب آخوندباشى ، حكيمباشى ، منجمباشى ، سركشيكباشى ، نسقچىباشى ، خياطباشى ، چتردارباشى ، جقهدارباشى ، مسنددارباشى ، سجادهدارباشى ، زرگرباشى ، عندليبدارباشى ( لابد متصدى بلبلان مرشد كامل ) ، شيربانباشى ، نجارباشى ، خراطباشى ، خاصهتراشباشى ( سلمانى ) ، حمامچىباشى ، شربتدارباشى ، لوطىباشى و جلادباشى و مسخرهدارباشى و ابريقدارباشى ( متصدى آفتابهلگن و غيره ) .
صاحب رستم التواريخ كه خود و پدرانش در دستگاههاى دولتى آن روزگار متصدى
هامش
( 1 ) . تلخيص از سازمان ادارى حكومت صفوى ، پيشين ، از ص 160 به بعد