تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
به دست محمود ، با غم و اندوه فراوان جان سپرد . » « 1 »

وزيراعظم يا اعتماد الدوله « 2 »

هنگامى كه نفوذ و قدرت امراء قزلباش از ميان رفت ، وزيراعظم قدرتى عظيم يافت . شاردن ( ج 5 ص 430 ) تا آنجا غلو مىكند كه مىگويد : « شاهان ايران فقط جنبهء تشريفاتى دارند و شاه واقعى وزير اعظم است . در جايى چنين آورده : هيچ‌يك از اقدامات سلطان ممهور به هرمهرى كه مىخواهد باشد بدون تصديق و مهر وزير ، اعتبارى ندارد . و نيز مىگويد كه وزيراعظم به كليهء دو دستگاه محاسبات ( يعنى ديوان ممالك و ديوان خاصه ) نظارت دارد . » مىدانيم كه بيشتر مطالب مندرج در سفرنامه شاردن مربوط به زمان شاه سليمان مىباشد تذكرة الملوك على الرسم ، اوضاع پس از زمان شاه عباس اول را بيان مىدارد . طبق مفاد و مندرجات آن كتاب ، وظايف وزيراعظم را مىتوان چنين خلاصه كرد : « كليهء انتصابات اعم از مقامات عالى و دانى با امضا و تصديق وى به مرحلهء اجرا مىرسيد و ادارهء امور مالى مملكت و مميزى كليهء دادوستد مربوط به ماليات با وى بوده و صحت عمليات كليهء ارباب مناصب مملكتى را مورد مطالعه و دقت قرار مىداد . كمپفر در صفحهء 61 امتياز مهم ديگر وزيراعظم را ياد مىكند و آن تعيين مشى سياست خارجى است و نيز مذاكره با سفراء كبار و امضاى قراردادها و غيره . . . . در خصوص ناظر دفتر همايون ، شاردن مىنويسد : « وزيراعظم داراى بازرسى است كه لقب ناظر دارد و از جانب سلطان برقرار گرديده است ، و سمت منشى اولى وزيراعظم با اوست . . . از ديگر وظايف وزيراعظم ، يكى انجام وظايف وزير ماليه بود . همكار نزديك وى در اين مورد مستوفى الممالك بود . تذكرة الملوك مىگويد كه بدون تصديق مقام اخير ، وزيراعظم هيچ‌گونه اقدامى در مورد ماليات ديوانى نمىكند . . . در زمان سلطنت قاجاريه تغيير و تبديلهاى شگرفى در دستگاه حكومت و مقامات مربوط به آن به عمل آمد . لقب اعتماد الدوله متروك شد و شاغل آن مقام ، لقب صدراعظم گرفت . و بدين ترتيب با صدرى كه شاغل مقام روحانى بود ، به كلى تمايز و جدائى يافت . ضمنا شغل و مقام ( وكيل وزيراعظم ) كه در زمان صفويه منسوخ شد در حكومت قاجاريه تحت عنوان « قائم‌مقام » باب گشت و شاغل آن مقام در دستگاه وليعهد كه در تبريز ساكن بود ، انجام وظيفه مىكرد ، و در صورت كسالت صدراعظم ، قائم‌مقام به تهران خوانده مىشد تا به جاى او كار كند . . . » كاررى در سفرنامهء خود از ميرزا طاهر وزير شاه سليمان سخن مىگويد و مىنويسد : « اختيار مطلق در دست وزير او ميرزا طاهر بود كه با حيله و تزوير و چاپلوسى و تملق ، اعتماد كامل او را به خود جلب كرده بود . ميرزا طاهر از دزدان
هامش
( 1 ) . ر . ك . مقالهء اسماعيل دولتشاهى در مجلهء سخن ، دورهء 17 ، ارديبهشت‌ماه 46 ، ص 155 به بعد ( 2 ) . تلخيص از سازمان ادارى حكومت صفوى ، ص 95
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 380 | مرتضى راوندى