تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
دولتى با او بود ، دستهء ديگرى از اعضاى عاليرتبه وجود داشت . و اين اشخاص به ترتيب والى « نايب السلطنه بيگلربيگى - استاندار » بيگلربيگى ، خان و سلطان بودند كه نواحى و شهرهاى كوچك را اداره مىكردند . به والى مرزها امير سرحد اطلاق مىشد ، وى شبيه مرزبان ، در ادوار گذشته بود . امراى سرحدى به ترتيب از اين قرار بودند : والى عربستان ، والى لرستان ، والى گرجستان و والى اردلان يا كردستان . رئيس طايفهء نيرومند بختيارى اگرچه عنوان فوق را نداشت ولى بعد از والى اردلان به شمار مىرفت . در زمانى كه راجع به آن مىنويسم ، « ممالك » يا ولايات دولتى شامل قسمت كوچكى از كشور بود و بقيه را « خاصه » يا املاك سلطنتى تشكيل مىداد . حدود خاصه هميشه رو بتزايد مىرفت و در اواخر قرن هفدهم شامل قسمتى از ممالك نيز مىشد . و معمولا زمينهايى اين عنوان را داشت كه از حملهء دشمن ايمن بود و امور آنها به دست يك نفر ناظر ، و قسمت مالى آن زير نظر مستوفى خاصه اداره مىشد . تحت نظر اين دو نفر مشاورانى كه مقامى مشابه با مقام بيگلربيگى داشتند و همچنين عده‌اى كارمند جزء كه در « ممالك » بوده‌اند ، انجام‌وظيفه مىكردند . از شرح مختصر ناقصى كه گذشت ، چنين برمىآيد كه « در اواخر قرن هفدهم مردمى در ايران مىزيستند كه اگر با آنها به خوبى رفتار نمىشد ، سر از اطاعت مىپيچيدند . گذشته از اين ، در اين سالها علائم ضعف و فتور تدريجى در اركان كشور ديده مىشد ، باعث تأسف است كه كسانى ادارهء امور را در آن عهد در دست داشتند ، نه تنها از اين مخاطرات آگاه نبودند بلكه در هنگام بروز خطر نيز نتوانستند از خود لياقت و كفايتى نشان دهند . » « 1 »

سازمان ادارى در عهد صفويه

در سفرنامهء سانسون تشكيلات مملكتى ايران در عهد صفويه ، چنين توصيف شده است : « در ايران شش وزير وجود دارد كه آنها را ركن الدوله مىنامند رئيس - الوزراء كه وزير بزرگ هم به او مىگويند اعتماد الدوله نام دارد . ( يعنى تكيه‌گاه و نگهبان دولت ) وزير بزرگ ، رئيس الوزرا و صدراعظم كشور و رئيس دولت و مباشر كل ماليه است و وزارت و تجارت كشور نيز زير نظر او اداره مىشود . تمام مقرريها و حقوقها و انعام‌ها به دستور او پرداخت مىگردد . خلاصه در حقيقت رئيس الوزراء و نايب السلطنه كشور شاهنشاهى ايران است . حقوق اعتماد الدوله در هرماه قمرى مبلغ هزار تومان است ( يك تومان معادل چهل و پنج ليور است ) . ولى اين مبلغ كمترين رقمى عايدات او مىباشد . زيرا تمام حكام ايلات و ولايات را اعتماد الدوله تعيين مىكند و مقامات عالىرتبه نظامى را هم او انتخاب مىنمايد . علاوه بر اين فرماندهان نظامى كه به ميدان جنگ مأمور مىشوند و صاحبمنصبان عاليرتبه‌اى كه براى وصول ماليات به نقاط مختلف كشور مىروند ، همگى با نظر اعتماد الدوله تعيين مىشوند . يعنى
هامش
( 1 ) . تلخيص از لاكهارت ، تاريخ صفويه ، ص 15 به بعد