در دست شاه بود . ولى اگر او طبعى ضعيف داشت يا بامور كشور علاقهاى نشان نمىداد ، كاملا به دلخواه وزراء و مشاوران و دستپروردگان خود رفتار مىكرد . . . لرد كرزن . . . دربارهء حكومت ايران مىنويسد : « حكومت در ايران عبارت است از اعمال اختيارى قدرت توسط چند واحد كه به ترتيب از پادشاه شروع و به كدخدا ختم مىشود . »
تعريف تئودور پاركر از حكومت ملى و آزادى به عنوان « حكومت تمام مردم توسط تمام مردم و براى تمام مردم » اگر در دربار صفوى شنيده مىشد ، مفهومى نداشت . در سلطنت مطلقهاى كه در ايران آن عهد مرسوم بود ، كشور در مواقع بحرانى با خطرى روبرو نمىشد . ولى اگر ضعيف النفس و بىكفايت بود ، مسلما نتيجه معكوس مىگرديد . هنگامى كه نوع واحدهاى حكومتى را در ايران در اواخر قرن هفدهم مورد مطالعه قرار مىدهيم ، فورا با بعضى اشكالات روبرو مىشويم . اولا در شرحهايى كه نويسندگان راجع به آن دادهاند ، اختلافاتى مىبينيم . علت اين اختلافات تا حدى اين است كه نوع حكومت ثابت نبود . و در واقع مىدانيم كه در طى زمان ، تغييراتى يافت . ثانيا در دستگاه پيچيدهء حكومت صفوى ، هركدام از وزرا و رؤسا سهمى داشتند .
به طوريكه اين ترتيب مانع از مقتدر شدن يكى از آنها مىگرديد . حتى اعتماد الدوله يا وزيراعظم ، در مواردى مىديد كه اختيارات او به وسيلهء متصديان جزء محدود مىشود . ثالثا در طى سلطنت شاه سليمان ، نظارت بر امور ، تقريبا به عهدهء خواجهسرايان دربار محول شده بود .
اعتماد الدوله وزير عمده و مهمترين مشاور شاه و عامل اصلى اجراى فرامين او بود و رياست شوراى سلطنتى را كه شامل رؤساى لشكرى و كشورى و مذهبى بود ، به عهده داشت .
همچنين امور خارجه از نظر او مىگذشت و تمام انتصابات رسمى با صوابديد او انجام مىگرفت و رياست « ممالك » يا ولايات دولتى با او بود و به كمك مستوفى الممالك كه خزانهدار آن ولايات بود ، امور مالى آنجا را اداره مىكرد . بعد از اعتماد الدوله چهار نفر با القاب قورچىباشى ، قوللر آقاسى ، تفنگچىباشى و توپچىباشى از امراى دولت صفوى بودند .
در امور مذهبى ، شيخ اسلام مهمترين مرجع به شمار مىرفت تا آنكه در اوايل سلطنت شاه سلطان حسين منصب ملاباشى يا رياست تمام روحانيان ايران به وجود آمد . ديوانبيگى بر امور قضائى كشور نظارت مىكرد . ولى در بعضى موارد مجبور بود با ساير اعضاى عاليرتبه همكارى كند .
از مناصب مهم ديگر يكى منصب مستوفى الممالك بود كه مختصرا در بالا به آن اشاره كرديم و ديگرى مقام ناظر بيوتات سلطنتى بود كه به كارگاههاى شاهى رسيدگى مىكرد سوم مستوفى خاصه يا خزانهدار املاك سلطنتى ، و چهارم ايشيك آقاسىباشى كه رئيس تمام يساولان و قاپوچيان و مسؤول نظم و ترتيب مجلس شاه بود . و همچنين مهماندارباشى كه از ميهمانان شاه پذيرائى مىكرد و سفيران بيگانه را حضور او مىبرد و وسايل زندگى و آسايش اوقات ايشان را در ايران فراهم مىساخت . بعد از اعتماد الدوله كه ادارهء امور « ممالك » يا ولايات
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 373
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٣٧٣