تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
آيا مىخواهى عطار شوى باز هم بوزينه سر فرود آورده اشاره به قبول و خشنودى مىكرد همچنين تمام پيشه‌ها را يك‌به‌يك مىشمرد و آن حيوان مىپذيرفت و اظهار خرسندى مىكرد و بعد به او مىگفت : آيا ميل دارى وزير شوى ، بوزينه با سر اشاره مىكرد كه « نه » و بعد بر سر خود مىزد و مىدويد و ضجه و استغاثه مىنمود و مىگريخت و مردم ايستاده مىخنديدند . »

خواجه نظام الملك طوسى مىگويد

« . . . به خدا زندگى بقالان و عيش ايشان از من خوشتر است . زيرا كه بقال بامداد به دكان آيد و شبانگاه به خانه رود و رزقى كه خداى تعالى روزى كرده باشد ، با اهل و عيال خويش بخورد و فرزندان پيش او جمع شوند و او به ديدار ايشان خرم و خوشدل باشد . و من به اين بسطت جاه و وسعت دستگاه اين فرزند را كه به اين سن رسانيده است ( مقصود مؤيد الملك است ) چند نوبت معدود ديده‌ام و عمر عزيز من در تحمل مشاق اسفار و ارتكاب اخطار مىگذرد و شب و روز مستغرق مصالح سلطان و ممالك و لشكر و خدم و حشم اوست . و با اين همه كاشكى از دشمنان و حسودان ايمن بودمى . و چون اوقات به چنين حالات گذران باشد . لذت عيش خويش كى توانم يافت . » « 1 » ظلم يك وزير : استاد نفيسى در شرح اوضاع اجتماعى و اقتصادى بخارا چنين مىنويسد : « در زمان حسن بن طاهر ، وزيرى بود نام او حفص بن هاشم طمع كرد كه املاكى را از حسن بن علاو كسان او بخرد و ايشان نفروختند . و ايشان را بند كرد و عقوبت بسيار داد و هرهفته ايشان را به نزديك خويش مىخواند و پيشنهاد خريدارى مىكرد . و چون نمىفروختند ، باز به زندان مىفرستاد و بر عقوبت مىفزود ، تا پانزده سال برين برآمد و ايشان عقوبت و رنج مىديدند و املاك خويش نمىفروختند ، تا روزى حفص بن هاشم ايشان را بخواند و گفت : روزگار دراز شد تا شما در عقوبت بمانده‌ايد ، آخر چه مىيابيد ؟ حسن بن علاء گفت يكى از سه چيز را مىيابيم ، يا تو بميرى يا خداوندگار تو و يا ما بميريم . حفص بن هاشم فرمان داد تا آن روز بر بند و عقوبت افزودند ، يك ماه از اين سخن برنيامد كه حسن بن طاهر بمرد و غوغا برخاست و زندان بشكستند و حفص بن هاشم بگريخت و سراى او غارت كردند و حفص بن هاشم همچنان متوارى بود تا بمرد و حسن بن علاء با برادران خويش به بخارا بازگشت . » « 2 » پس از پايان حكومت ايلخانيان ، در دوران حكومت تيمور و بازماندگان او ، تنها وزير كاردان با حسن‌نيت و دانشمندى كه شايان ذكر است امير عليشير نوائى است . امير نظام الدين عليشير نوائى در سال 843 هجرى قمرى در هرات متولد شد ايام طفوليت را در مصاحبت حسين ميرزا بايقرا در مشهد گذرانيد و رشته دوستى و آشنائى اين دو ،
هامش
( 1 ) . تجارب السلف ( 2 ) . سعيد نفيسى ، محيط زندگى و احوال و آثار رودكى