حسن اداره و كاردانى مردى فاضل و دانشدوست بود و عدهاى از فضلاى زمان كتب و رسالت و آثار منظوم خود را به نام خواجه انشاء كرده و به وى تقديم داشتهاند . پس از قتل خواجه به تحريك دشمنان ، بار ديگر ربع رشيدى و منازل خواجه و اتباع او دستخوش نهب و غارت گرديد و بسيارى از كتب خطى نفيس ، در اين حادثه ناگوار به تاراج رفت .
شخصيت خواجه رشيد الدين فضل اللّه
« شخصيت علمى ، اخلاقى و سياسى خواجه ، و توجه خاص او به بهبود اوضاع اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى ايران ، به پيشرفت نيابت خيرخواهانهء غازان خان ، و برادرش اولجاتيو كمكى شايان توجه كرد . اين مرد در دوران بيست و سه سالهء وزارت خود ، كتابخانهها ، بيمارستانها و مدارس بسيار تأسيس كرد . . . پروفسور براند در كتاب طب عربى نوشته است كه رشيد الدين در ربع رشيدى بيمارستانى ساخت كه داراى پنجاه طبيب بود كه از هند ، چين ، مصر و سوريه به تبريز آمده بودند . و هرطبيب مسؤول تربيت ده دانشجو بود . علاوه بر اطبا ، در بين كارمندان بيمارستان ، جراحها ، شكستهبندها وجود داشتند كه هركدام به نوبهء خود پنج دانشجو را تعليم مىدادند . كليهء اين اطبا و شاگردان ، ايشان در خيابانى جنب بيمارستان ساكن بودند و حقوق آنان به صورت نقدينه و جنسى پرداخت مىشد . . . رشيد الدين نه فقط به وضع بيمارستان پايتخت توجه داشت ، بلكه چون خود او طبيب و عالم بود ، به ايجاد بيمارستانها و توسعهء دار الشفا در نقاط ديگر نيز كوشش مىكرده است . چنانكه طبيبى به نام ابن مهدى به سرپرستى بيمارستان همدان فرستاد و داروهاى بسيار براى او ارسال نمود . » رشيد الدين بر روى هم مردى مثبت و فعال بود . تفكر فلسفى و اجتماعى و سياسى او ، علمى و مبتنى بر عقل و استدلال بود ، علم نجوم را كه در آن دوران مبناى علمى صحيحى نداشت ، نمىپسنديد و تا آنجا كه مىتوانست ، با خرافات و ايدآليسم مبارزه مىكرد . وى در نامهاى به فرزند خود ميراحمد حاكم اردبيل چنين مىنويسد :
« چنين استماع افتاد كه آن فرزند تعليم نجوم هوس كرده است و ازين معنى دلم به غايت پريشان شد . زنهار كه سخن اهل نجوم كه سالكان منهج خطا و رهروان محجه اعمىاند ، نشنود . . . زمام اختيار فلك در قبضهء تدبير ماه و تير نداند و اقبال و ادبار انسان را از مسعود برجيس و نحوس كيوان نشناسد . . . و محبت اين علم بىنفع كه چون فضلات واجب الدفع است از صفائح مخيله بسترد ( مكاتبات ص 300 ) . » « 1 » برگزيدهء انديشههاى اين مرد را از نامهاى كه به جلال الدين فرزند خود نوشته ، مىتوان دريافت در اين نامه از فرزند خود مىخواهد كه از افتادگان و آزادگان حمايت كند ، مصالح رعايا و كافهء جمهور را از نظر دور ندارد ، فقرا ، ضعفا ، و مظلومان را دريابد .
حرمت علما را از ياد نبرد و در تجديد بنا و ترميم مدارس ، پلها و مساجد بكوشد .
هامش
( 1 ) . دربارهء رشيد الدين فضل اللّه ، مقالهء غلامرضا سليم ، به عنوان تعليم و تربيت ، ص 172