روزى دو سه سردفتر تزوير شدى * جويندهء مال و ملك و توفير شدى
اعضاى تو هريكى گرفت اقليمى * فى الجمله به يك هفته جهانگير شدى
سپس نوبت ياران و همكاران مجد الملك مىرسد و مخالفان ، جملهء ايشان را از نصارى و غيرهم با كارد و شمشير به قتل رسانيدند و در بازار ، اعضاى بدن آنان را در آتش بسوختند .
قتل خواجه شمس الدين صاحبديوان
ديگر از افراد برجسته خاندان جوينى كه به دست مغولان كشته شده ، خواجه شمس الدين صاحبديوان است . با آنكه ايلخان ( ارغون ) در آغاز امر از سر جرايم او درگذشت و او را به عنايت خود اميدوار ساخت ، پس از چندى در اثر سعايت بدخواهان افترائات گوناگونى بر وى وارد گرديد . « خواجه را دستبسته به محكمه بردند و هنگامه جويانى كه به تحريك دشمنان قيام كرده بودند بر خواجه تهمتها بستند . . . »
« ارغون كه با خواجه از قديم كينهء ديرينه داشت ، بر آن وزير باتدبير كه مدت بيست و نه سال با قدرت و كفايت ممالك مغول را اداره كرده و اسباب شوكت دولت هولاكو و جانشينان او شده بود ، نبخشود و حكم شد كه او را به قتل آوردند » « 1 » پس از آنكه خواجه را در شعبان 683 در نزديكى اهر به قتل رسانيدند ، چهار پسر او را در همان سال كشتند . و سپس نوادگان و ديگر اعضاى برجستهء اين خاندان ، يكى بعد از ديگرى به نحوى به دست ايلخانان يا عمال آنها هلاك شدند .
خواجه شمس الدين كه از بزرگترين وزراى نامدار ايرانى است ، از لحاظ كفايت و كاردانى و دانشدوستى و شعرپرورى ، كمنظير بوده است . تا جايى كه سعدى شيرازى در مدح او و برادرش علاء الدين عطا ملك جوينى قصائدى گفته و نام او را جاويد ساخته است علاوه بر اين ، خواجه نصير الدين طوسى و شعراى نامدار معاصر آنان به نام افراد اين خاندان كتابها نوشتهاند و قصايدى ساختهاند .
مسبب و محرك قتل وزراء و زمامداران در عهد مغول
بارتولد به حقيقتى اشاره مىكند و مىنويسد كه اگر در جريان قتلها و خونريزيها تنها مغولان را محكوم كنيم و باعث و بانى همهء اين وحشتها بدانيم ، بىانصافى خواهد بود . دوسون و ديگران از « مناظر نفرتانگيز تاريخ مغول صحبت مىدارند ولى فراموش مىكنند كه تقريبا همهء محاكمات و جرياناتى كه ما را اينچنين متأثر و متألم مىسازد ، نتيجهء تحريكات نمايندگان اقوام بافرهنگ بوده و دولتهاى مغول فقط آلت فعل ، در دست مفتنان و محركان چيرهدست مسلمان و اويغور و اروپائى بودهاند . غالبا مغولان متهم را به دست دشمنان مىسپردند و به همين اكتفا مىكردند و البته اين اقدام در تخفيف شومى سرنوشت وى تأثيرى نداشت . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ مغول ، عباس اقبال ، ص 231 ، به اختصار
( 2 ) . تركستاننامه ، پيشين ، ص 998