تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
خود برگزيد . او با فرزندش بهاء الدين محمد در اصفهان و عراق عجم سالها به حل و فصل امور مشغول بودند . همچنين علاء الدين عطاملك جوينى در تمام مدت سلطنت اباقا خان در عراق با قدرت به فرمانروايى مشغول بود ، در اين مدت قدمهاى مؤثرى در راه تعمير خرابيهاى عصر مغول برداشت . و به اين ترتيب شمس الدين محمد و برادرش عطاملك جوينى باكفايت و كاردانى در دورهء اباقا خان به ادارهء مملكت و جمع‌آورى عايدات همت گماشتند و تا آنجا كه شرايط زمان اجازه مىداد ، در راه عمران ايران و سعادت هموطنان خود كوشش بسيار كردند . همين پيروزيهاى سياسى و اجتماعى سبب گرديد كه عده‌اى از متنفذين كه قدرت خاندان جوينى را سد راه پيشرفت خود مىديدند و با وجود آنان نمىتوانستند در حل و عقد امور مداخله كنند ، مقدمات سعايت مجد الملك يزدى را عليه اين خاندان فراهم سازند .

سعايت مجد الملك يزدى عليه عطا ملك جوينى

مجد الملك يزدى با آن‌كه از تربيت‌شدگان خواجه شمس الدين بود و به يارى وى در دستگاه ايلخانيان به مقامى مهم رسيده بود ، همواره سعى در برانداختن اين خاندان داشت . در سال 678 هنگامى كه اباقا خان از تبريز عازم خراسان بود ، در قزوين ارغون پسر اباقا به استقبال او آمده بود ، در اين موقع مجد الملك كه منتظر فرصت مناسبى بود ، نزد وى رفت و گفت « زياد از يك سال است تا بنده مىخواهد كه سخنى چند عرضه دارد . و چون ناچار به توسط امرا و مقربان به عرض مىتوان رسانيد ، به هروقت آغاز كرد صاحب‌ديوان وقوف مىيابد و از اموال پادشاه خدمتى و رشوتى تمام به امرا مىدهد تا سخن پوشيده مىماند . انديشه كردم كه چون امرا مصالح پادشاه به خدمت و رشوت مىفروشند ، شهزاده مصلحت خود را نخواهند فروخت . بدان سبب آمدم و عرضه مىدارم كه معادل آنچه از تمام ممالك به خزانهء پادشاهى مىرسد ، حاصل املاك صاحب ديوان است كه از املاك پادشاه حاصل كرده و كفران او به جايى رسيده كه با سلاطين مصر يكى است و پروانه ( مقصود معين الدين پروانه است ) به تحريك او با ( بندقدار ) كه ممالك روم را قتل و غارت كرد يكى بود . . . اگر پادشاه بنده را سيور غاميشى ( يعنى نوازش و بخشش ) فرمايد ، بر صاحب‌ديوان درست كنم كه چهار صد تومان يعنى چهار ميليون دينار املاك از مال پادشاه خريده است و دو هزار آن ديگر يعنى بيست ميليون دينار از نقود و گله و رمه دارد و اگر تمامت خزاين پادشاه مع آنچه از بغداد و قلاع ملاحده بياورده‌اند ، مقدار يك هزار تومان ( يعنى ده ميليون دينار ) باشد ، بنده در گناه باشد و بميرد . و بدان سبب كه بنده به‌هرحال واقف است فرمان حكومت سيواس و يك بالش زر و براتى به مقدار ده هزار دينار حق السكوت به بنده داده است و تمامت را به شهزاده ارغون ارائه داد . شهزاده اين سخن در خلوت به عرض اباقا خان رسانيد . اباقا گفت كه اين سخن را با كسى مگوى تا به تأنى تدارك آن كرده شود . اباقا خان چون به دار الملك تبريز رسيد ، مجد الملك . . . به خدمت اباقا رسيد و آنچه شهزاده ارغون گفته بود ، وى مع‌الزياده به عرض رسانيد . اباقا خان از صاحب‌ديوان به خشم رفت به تمامت ، ايلچيان فرستاد تا