تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
مىگويند و اين كلمه معنى سينيور دارد . » « 1 » رستم الحكما در پايان كتاب خود رستم التواريخ به القاب آن دوران اشاره مىكند ، از جمله مىنويسد : كه القاب فتحعليشاه عبارت بود از نواب همايون ، نواب مالك الرقاب ، نواب اقدس و الا شاهنشاه عالم ، خاقان اعظم ، قاآن افخم ، اولو الامر محترم ، خديو صاحبقران ، كامكار معظم . . . و براى شاهزادگان القابى چون قهرمان الملك ، شجاع الملك ، توأمان الملك ، اعتماد الملك ، قوام الملك ، معين الملك ، رشيد الملك ، امين الملك ، مقيم الملك ، ظهير الملك ، غياث الملك ، ناسخ الملك ، ناصر الملك ، ركن الملك ، زين الملك ، سعد الملك ، و جز اينها بر مىشمارد . » « 2 » شهوت كسب عناوين و القاب چنان‌كه اشاره كرديم ، تا پايان سلسلهء قاجاريه در ايران وجود داشت . غالبا اشخاص به موجب فرمان صاحب لقب مىشدند . فرمان القاب : فرخ خان در رمضان 1272 به موجب فرمانى به لقب امين الملكى ملقب و به اخذ نشان تمثال همايون ( تصوير ناصر الدين شاه ) مفتخر شد . پس از مقدمه‌اى ، در فرمان اعطاى نشان چنين آمده است « . . . مقرب الخاقان فرخ خان . . . در هر وقتى از اوقات كه مصدر خدمتى از خدمات مهمه و مرجوعات معظمه گرديد ، زر كامل العيار قابليتش از بوتهء امتحان بىغل‌وغش برآمد . . . درين وقت درخور همت ملوكانه چنان ديديم كه نشانى طراز پيكر افتخارش قرار دهيم و به اعطاى لقبى خاص بين الاقرانش سرفراز فرماييم . لهذا در هذه السنه ميمونهء لوئىئيل خيريت تحويل به صدور اين توقيع رفيع در اعطاى نشان تمثال همايون و لقب امين الملكى اشاره فرموديم . . . و مقرر فرموديم كه عموم چاكران دولت عليه و بندگان سدهء سنيه از شاهزادگان عظام و امرا و امنا و صاحبمنصبان نظام و غير نظام ، او را به لقب مزبور ملقب و احترام لايقه را درخور نشان مبارك نسبت به او مرعى دارند . » « 3 » بيمارى لقب‌جويى و لقب‌خواهى تا استقرار حكومت خاندان پهلوى دوام يافت . در دورهء قاجاريه نخستين كسى كه با القاب و تشريفات بىمعنى تا حدى مبارزه كرد ميرزا تقيخان اميركبير است ، در روزنامه‌هاى دوران او « هرجا صحبت از اقدامات و اصلاحات و تصميمات دولت است مباشرين روزنامه همه را به نام امناى دولت و عباراتى نظير آنان ذكر مىكنند و هيچگونه تظاهرى به نام و القاب اميركبير ديده نمىشود » ليكن پس از عزل امير تظاهر واضح بنام و القاب ميرزا آقا خان نورى در غالب شماره‌هاى روزنامه به نظر مىرسد مثل : « جناب جلالتمآب كفالت و كفايت انتساب مقرب الخاقان اعتماد الدوله العليه
هامش
( 1 ) . سفرنامهء كاررى ، ص 144 ( 2 ) . محمد هاشم آصف ( رستم الحكما ) ، رستم التواريخ ، به اهتمام محمد مشيرى ، اميركبير ، تهران ، 1352 ، ص 467 ( 3 ) . مجموعهء اسناد و مدارك فرخ خان امين الدوله ، پيشين ، ص 10