نبود ، و مقام و موقعيت و ارزش اجتماعى اشخاص را به وسيلهء القابى كه به آنها داده مىشد ، تشخيص مىدادند . مثلا به امرا و بزرگان حسام الدوله ، سيف الدوله و امين الدوله ، نظام الملك ، كمال الملك ، جمال الملك ، شرف الملك ، عميد الملك ، و به سلاطين در دورهء سامانيان فقط يك لقب مىدادند مثلا نوح را شاهنشاه خواندند پدر نوح منصور را « امير سديد » و پدر منصور را « امير حميد » و محمود غزنوى را « يمين الدوله » لقب دادند . پس از آنكه خليفه به خان سمرقند سه لقب داد ، محمود كه مردى متعصب و جاهطلب بود ، سخت ناراحت شد كه چرا با همهء كشورگشاييها او را فقط يك لقب داده است . پس از فرستادن نمايندگان و هداياى بسيار ، بالاخره او را يمين الدوله ، امين المله ، ابو القاسم ، ولى ، امير المؤمنين لقب دادند .
قضات و پيشوايان دين را مجد الدين ، شرف الدين ، شرف الاسلام ، فخر العلما ، و اميران جنگجو را ظهير الاسلام ، غياث الدين و الدنيا ، شرف الاسلام و سيف الدين لقب مىدادند .
« در دورهء سلاجقه لقب اتابك كه به معنى پدرخوانده است ، به معلم و مربى وليعهد اعطا مىشد ، القاب و عناوين در عهد سلاجقه خيلى طرف توجه قرار مىگيرد . لقب شاه گاهى به اشخاص داده مىشد . نظير « بهرامشاه » پدر ابن بىبى مورخ ، كه از رجال دربارى بود ترجمان لقب داشت ، در اين دوره لقب افندى كه از يونانيان گرفته شده مخصوصا در بين سلاجقهء روم معمول بود . روساى قبايل كه از طرف سلطان انتخاب مىشدند ، به عنوان « امير » خوانده مىشدند ، تركهاى عثمانى رئيس شهربانى را « شحنه » مىگفتند . » « 1 »
خواجه نظام الملك براى القاب اهميت و ارزش بسيار قائل است ، و در معنى القاب مىنويسد :
« ديگر القاب بسيار شده است و هرچه بسيار شود ، قدر و خطرش نماند .
و هميشه پادشاهان و خلفا در معنى القاب تنگ مخاطبه بودهاند كه از ناموسهاى مملكت يكى نگاه داشتن لقب و مرتبت و اندازهء هركسى است . چون لقب مرد بازارى و دهقان ، همان باشد كه لقب عميدى ، هيچ فرق نباشد ميان وضيع و شريف و محل معروف و مجهول يكى باشد . چون لقب امامى يا عالمى يا قاضيى معين الدين بود و لقب شاگردى يا تركى كه از علم شريعت هيچ دست ندارد ، بلكه خواندن و نوشتن هم نداند لقبش معين الدين بود . پس چه فرق باشد ميان عالم و جاهل و قاضيان و شاگردان در مرتبت ؟ لقب هردو يكى باشد و اين روا نباشد . . . اكنون تميز برخاسته است و تركان لقب خواجگان بر خويشتن مىنهند ، و تازيكان لقب تركان و به عيب نمىدانند . . . » « 2 »
نظام الملك در صفحات بعد مىنويسد :
هامش
( 1 ) . كردلفسكى ، تاريخ سلاجقهء آسياى صغير ، ترجمهء شادروان على اصغر جادلاقى ( قبل از انتشار )
( 2 ) . سياستنامه به اهتمام هيوبرت ، پيشين ، ص 189