تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
سه را مقهور و مسخر كرده‌اند و فرمان بر ايشان روان كرده‌اند اين قوم اميران و پادشاهانند . و گروهى آنند كه كمر خدمت ايشان بسته‌اند و روز و شب در طاعت و متابعت ايشان استاده‌اند اين قوم اسيرانند و نابينايان اين عالم باشند . . . » سپس در پايان‌نامه به خواجه فخر الملك اندرز مىدهد « . . . اگر سعادت آخرت خواهى ، فرمان حق‌تعالى پيش گير ، مپرس و مپوش و مجوى و مخور و تصرف مكن الا در فرمان حق تعالى . و اگر دلت قرار نمىگيرد و مىخواهى تا شمه‌اى از حقيقت كارها بشناسى ، از كتاب كيمياى سعادت طلب كن و صحبت كسى اختيار كن كه وى از دست شيطان بجسته باشد و برسته بود تا ترا نيز برهاند . » « 1 » در مراسله‌اى كه سلطان سنجر به وسيلهء منشى تواناى خود مؤيد الدين به وزير خليفه مسترشد در نيمهء رمضان سال 528 از خراسان نوشته است ، روش سياسى خود را نسبت به فرقهء اسماعيليه و تودهء مردم روشن مىكند . و از جمله مىنويسد : « امروز ايزد تعالى همه جهان را در تحت تصرف و امان ما دارد . . . هر روز ايزد جل و جلاله ملك و دولت مستحكم‌تر مىگرداند . . . ما هر روز اندرين كامرانى متواضع‌تريم و در متابعت سراى عالى غالىتر ، در حق رعايا مسلمانان و كافه رعايا هميشه به نيكويى انديشيده‌ايم و سريرت و عقيدت از همه انديشه‌هاى ذميم و ارادت ظلم و عدوان صافى داشته‌ايم و از تجبر و تكبر و نخوت بر خلق خداى تعالى دورى جسته‌ايم و خويشتن را از قواعد جباران و فراعنه صيانت كرده و راه وصول اصحاب حاجات به حضرت خويش سهل و آسان گردانيده و حجاب توقع از ميان برداشته و به قدر ميسور اولياء و اصفيا و حشم و رعايا را مواسات فرموده و خويشتن را بندهء گناهكار ضعيف شناخته . چه معلوم است كه از همهء اموال و ذخاير دنيا ، در روزى دو قرص و كسوتى بيش نصيب ما نيست . و مىدانيم كه پدر و جد و اعمام و اخوان ما و ديگر ملوك سلاطين عالم ، نيز ، جمعى كه فراهم آورده‌اند بگذاشتند ، و ملك باقى جز آفريدگار را نتواند بود . . . و ديگر به سمع ما مىرسد كه مىگويند بر سبيل تشنيع كه ملحدان را امان داده است ، آن هم از آن سخنهاست كه به مراد مىرسانند و آن اثر كه ما را و حشم ما را بوده است ، در قهر ايشان ياد نيارند . و ندانند كه مثل آن به هيچ‌وقت نبوده است . » « 2 »

منشور وزارت مجد الدين كرمانى

ارزش ديوان وزارت و تأثير وزيرى كاردان و بىغرض در حسن جريان كارها در منشور زير بيان شده است منشور زير ظاهرا از محى الدين طغرلشاه بن محمد بن ارسلان شاه سلجوقى است كه بعد از پدرش در سال 551 در كرمان به سلطنت رسيده است . به موجب اين فرمان ، مجدالدين كرمانى در سال 544 به منصب وزارت برگزيده مىشود . در اين نامه پس از مقدمه‌يى مىنويسد : « كه توفيق در كار مملكت‌دارى موقعى امكان‌پذير است كه مملكت را دستورى متدين ، عالم كافى خوب
هامش
( 1 ) . عباس اقبال آشتيانى ، مجموعهء مقالات ، مكاتيب فارسى غزالى ، ص 871 ( 2 ) . نامهء سنجر به وزير المسترشد ، مجلهء يادگار ، سال 4 ، ش 1009 ، ص 142 به بعد
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 348 | مرتضى راوندى