اجازت حاصل كرد ، و سايسى را به خون او به زندان فرستاد ، عميد الملك از كشندهء خود ، يك زمان امان و مهلت خواست ، و وضو به شرايط نيكو ساخت و چند ركعت نماز وداع بگذارد و گفت خون من بر تو حلال نيست ، اما من حلال مىكنم به شرط آنكه با من سوگند خورى كه چون فرمان به جاى آورى و از قتل من فارغ شوى ، حسبة للّه از من پيغامى به سلطان و خواجه برسانى . سلطان را بگوى كه كندرى گفت بس خجسته خدمتى و مبارك قتلى كه از خدمت ملازمت درگاه شما مرا كرد ، از صحبت شما دنيا و آخرت ، يعنى عمت طغرل بيگ مرا بركشيد و اين جهان به من داد تا بر آن حكم كردم و تو آن جهانم دادى به ادراك درجهء شهادت ، از خدمت شما مرا دنيا و آخرت حاصل شد . . . و خواجه را بگوى كه مذموم بدعتى و زشت قاعدهاى در جهان آوردى ، به وزير كشتن و عدر و مكر كردن و عاقبت آن بينديشيدى ، مىترسم كه اين رسم ناستوده مكروه و مذموم به اولاد و اخلاف و اعقاب تو برسد و از آنگاه باز ، يك وزير به مرگ خود نمرد . . . » « 1 »
كارهاى نظام الملك : ناگفته نماند كه پس از مرگ طغرل بيگ ، ابو نصر كندرى مايل بود سليمان فرزند ديگر طغرل به جاى پدر بنشيند ، ولى تلاش او به جايى نرسيد و به زندان افتاد و دو سال بعد ، ظاهرا به تحريك نظام الملك به دست آلبارسلان به قتل رسيد . كندرى قبل از آن كه به دست دژخيمان از پاى درآيد ، پيام زير را به نظام الملك فرستاد : « با كشتن وزراء بدعت و رسم بسيار زشتى در دنيا به جاى گذاشتى ، از خداوند مسئلت مىكنم كه خودت و اعقابت را به همين سرنوشت مبتلا كند . » در مقابل اين قبيل كارهاى منفى كه گاه از سياستمداران سر مىزند .
نظام الملك در دوران قدرت ، پس از برقرارى امنيت و آرامش در سال 1074 م . ( 466 ه ) حكيم عمر خيام نيشابورى و تنى چند از منجمين زمان را مأمور تهيهء تقويم جديد يعنى تقويم « جلالى » ( به مناسبت اسم جلال الدين ملكشاه ) نمود ، و آنان اين مأموريت را با دقت تمام به پايان رسانيدند .
ديگر از اقدامات خير نظام الملك ، توجه به امور فرهنگى و ايجاد مدارس عالى نظاميه در بغداد است كه يكى از استادان به نام آن حجة الاسلام غزالى بود . بزرگترين شاهكار قلمى نظام الملك سياستنامه است كه ظاهرا خواجه به دستيارى دانشمندان در 55 فصل راه و رسم مملكتدارى و بعضى از سازمانهاى ديوانى ايران در قرونوسطا و مسائل مهم سياسى ديگرى را مطرح كرده است .
خواجه نظام الملك مانند يحيى برمكى ( وزير هارون الرشيد ) ، عاقل و مآلانديش بود « يحيى در دوران زمامدارى نظم و امنيت و عدالت نسبى را برقرار كرد ، راهها ، پلها و كاروانسراها ساخت و كانالهاى آبيارى حفر كرد ، و با وجود مالياتهاى سنگينى كه براى پر كردن خزانهء خليفه و
هامش
( 1 ) . سلجوقنامه ، نشريات كلاله خاور ، ص 23 به بعد