محرمانه با آنان ، به قتل دشمنان خود مبادرت مىكردند . غلامان و ياران نظام الملك ، درست يا غلط ، اين قتل خواجه را محصول مخالفت باطنى سلطان شمرده و ظاهرا در مقام انتقامجوئى برآمدند . چنانكه سى و سه روز پس از قتل خواجه ، ملكشاه نيز در بغداد فوت كرد . امير معزى شاعر نامدار اين ايام ، در اين رباعى به اين دو واقعه اشاره مىكند .
دستور و شهنشه از جهان رايت خويش * بردند و مصيبتى نيامد زين بيش
بس دل كه شدى ز مرگ شاهنشه ريش * گر كشتن دستور نبودى در پيش
مورخين آن ايام ، علت مرگ سلطان را ، سمى مىدانند كه به او خورانيدند .
استاد فقيد عباس اقبال مىنويسد : « بعد از قتل خواجه و مرگ ملكشاه ، دولت سلجوقى به هم برآمد و كسانى كه خواجه را پيش ملكشاه ، منفور كرده بودند ، نتوانستند حتى چند ماه نيز چرخ كارهاى ادارى ممالك ملكشاه را بگردانند . به علاوه نفوذ سى سالهء خواجه به زور از ميان نمىرفت و تا نظاميه و پسران خواجه به امرى رضا نمىدادند ، از هيچكس كارى ساخته نمىشد .
چنانكه مدعى خواجه يعنى تاج الملك ابو الغنائم شيرازى ، موفق نشد كه با وجود مساعدت خليفه و تركان خاتون زوجهء سلطان ، محمود را به جاى ملكشاه به سلطنت بردارد و خود جاى خواجه را بگيرد . نظاميه او را قطعهقطعه كردند ، و بركيارق پسر بزرگ سلطان را به روى كار آوردند و وزارت او را به يكى از پسران خواجه يعنى عز الملك حسين سپردند .
حق خواجه نظام الملك و پسران او در دولت سلجوقى و منتى كه خاندان او بر سلاطين اين سلسله دارند از مسلميات است . . . همين قدر در اينجا مىگوييم كه بر تخت نشاندن البارسلان و تثبيت سلطنت او در مقابل سليمان برادرش كه دستنشاندهء عميد الملك بود ، و استقرار سلطنت بركيارق ، نتيجهء كفايت و كاردانى مؤيد الملك پسر هنرمند او ، و سلطنت سلطانمحمد ايضا بر اثر زحمات و تدابير همين مؤيد الملك است . و دولت سنجر نيز قريب پنجاه و پنج سال در دست فخر الملك پسر خواجه و شهاب الاسلام برادرزادهاش ، و صدر الدين محمود و ناصر الدين طاهر دو پسر فخر الملك مىگشت ( تمام مدت امارت و سلطنت سنجر شصت و دو سال است ) و شمس الملك عثمان پسر ديگر خواجه ، مدتى وزارت سلطان محمود بن محمد بن ملكشاه ، و قوام الدين حسن بن ناصر الدين طاهر بن فخر الملك ايامى چند وزارت سلطان سليمان سلجوقى را داشت . و پسران ديگر و دامادان و دستپروردگان خواجه نيز از ايامى كه چغرى بيگ بر مرو مسلط شد تا قريب برافتادن سلاجقهء عراق ، امور دولت سلجوقى بتفاوت ايام كموبيش تحت سيطره و نفوذ خاندان آل اسحاق يعنى خواجه نظام الملك و برادرزادگان و بنى اعمام و فرزندان و دامادان او بود . » « 1 »
به طورى كه شادروان اقبال در كتاب وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى متذكر شده
هامش
( 1 ) . عباس اقبال ، وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى ، به اهتمام محمد تقى دانشپژوه و يحيى ذكاء ، ص 21