تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
اسب برنشاند . . . مردم كم‌خرد دون همت را از پيش خود دور دارد . دست خائنان كوتاه مىبايد داشت ، چون خود حمايت كند راست نيايد ، خود را به حسن اداء معروف كند ، و اگر چيزى خرد بهاى آن تمام و نقد دهد تا در هيچ‌وقت دلتنگ نباشد ، وكيل خرجان را سفارش كند تا همين طريقه ورزند چه نيك و بد چاكر در عداد محاسن و مقابح مخدوم معدود شود و بايد كه هميشه ايشان را چيزى بر مردم باشد نه مردم را بر ايشان ، به تخصيص از جايى كه وجه ما يحتاج مطبخ و اصطبل ستانند . . . رسم خوان نهادن از معظمات شمرد و هروقت اين معنى را رعايت كند . . . در هر حال دل قوى دارد . ظن ما در حق خود راست گرداند . . . از حال عمال باخبر باشد و اگر از جايى تقصيرى رود ، تدارك كند . . . در مال خزانه هيچ تصرف ننمايد ، و البته محترز باشد و بدان هيچ حوالتى نكند . . . و مشرفى بر خزانه گمارد تا نفير و قطمير آن بازگويد ، و صندوقهاى زر به مهر او باشد و بىحضور او كس تصرف نكند . باقى جماعت نيكخواهان كه مصاحب‌اند ، به هروقت تذكار كنند انشاء اللّه تعالى . »

روش نظام الملك

نظام الملك راه سازش با دستگاه حكومت سلجوقى و متابعت از خلفاى بغداد و بزرگان سنى را پيش گرفت ، و چنان‌كه خود مىگويد « بر درگاه آن ترك ملازم شد تا مطالب ارباب حاجات را به اسعاف و انجاح مقرون گرداند . » « 1 » وى ضياع و عقار فراوان به هم زد ، پسران و دامادان و كسان و نزديكان خويش را به آب و نان و جاه و جلال رسانيد . به فرهنگ و دانش نيز خدماتى كرد تا به زعم خويش در آن جهان نيز از همگان عقب نماند . دار العلمى چون نظاميهء بغداد كه مرجع مردم دانش‌پژوه زمانه بود ، و كسانى چون غزالى در آن به تدريس اشتغال داشتند ، تأسيس كرد و منظورش هرچه بود ، از اين رهگذر نام نيكى از خود باقى گذاشت . در همين ايام « عمر خيام به پژوهشهاى علمى و فلسفى پرداخت و خود را از كشمكشهاى سياسى روز ، به دور داشت و يكى از دانشمندان بزرگ زمان خويش شد و جمعى او را همتاى فارابى ، و ابن سينا شمردند . گرچه به توصيهء نظام الملك در تدوين تقويم جلالى ، سهم به سزائى يافت ، ولى از جهت عقيده و افكار ، اگر با حسن صباح همراه نبود ، به وى نزديك‌تر بود تا به نظام الملك . رساله‌اى از خيام در دست است كه - گرچه بعضى از محققان در اصالت آن شك دارند - در آن خيام ، اسماعيليان را در رديف حقيقت‌پژوهان ياد مىكند . ولى حسن صباح در پى به دست آوردن قدرت و مبارزهء علنى با سلجوقيان و خلفاى بغداد برآمد ، و در اين راه از هيچ اقدامى دريغ نكرد ، استوار و مصمم قدم نهاد ، و به قول خود او « با آن ترك و آن روستائى ( ملكشاه سلجوقى و نظام الملك ) به مبارزه برخاست و اركان دولت سلجوقيان را به لرزه درآورد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . مؤيد ثابتى ، اسناد تاريخى ، پيشين ، ص 24 به بعد ( 2 ) . كريم كشاورز ، حسن صباح ، ص 7 - 56
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 338 | مرتضى راوندى