دو جهان بر تو افكنديم ، تا در اين جهان خلق را آسوده دارى و نگذارى كه ظلمى رود ، يا رنجى رسد . و لشكر را وظيفه و جامگى به وقت رسانى و جهان را سربهسر آبادان سازى ، چنانچه از پادشاهى ما و وزارت تو ، تا قيام قيامت باقى خواهد ماند كه از ما بزرگتر پادشاهى و از تو شايستهتر وزيرى و دستورى نبوده است . و در آن جهان كه فريادرس ، حضرت بيچون خواهد بود ، جواب و سؤال با تست . بر ما امان بود كه تمكين تو داديم ، و به نفس خود ، از سخن تو نگذشتيم و فرمان تو را بر همه مطلق گردانيديم و دستورى داديم كه بدخواهان خود را از روى زمين بردارى ، و اگر اكنون عذرى هست از كاهلى تو است . » « 1 »
دسايس و دستهبنديهاى سياسى در عهد نظام الملك
نظام الملك وزير نامدار عصر سلجوقى نه سال در عهد البارسلان و بيست سال در زمان ملكشاه ، با قدرت تمام وزارت كرد ، با اينحال دوران صدارت او از توطئهها و تحريكات سياسى خالى نبود ، وى همانطور كه دوستانى صميمى چون امام محمد غزالى داشت از تحريكات و دسايس دشمنان نيز رنج مىبرد ، هانرى لائوست در كتاب سياست و غزالى مىنويسد : « در سال 472 ملكشاه فرمان قتل « ابن علان يهودى » يكى از كارگزاران نظام الملك را كه مأمور اخذ ماليات ارضى بصره بوده است صادر مىكند ، مىگويند ملكشاه تحت تأثير سعايت دو رقيب نظام الملك به اسامى خمارتكين شرابى ، امير سلجوقى كه عليه بساسيرى با ابن مسلمه همكارى داشته و سعد الدوله گوهر آئين ، يكى از درباريان عاليرتبه قرار گرفته و چنين تصميمى اتخاذ كرده است ، اما بر خلاف انتظار ، اين امر به سقوط وزير منتهى نشد ، نظام الملك با به كار بردن حيل مختلف سياسى با پذيرايى بسيار شكوهمندى كه هنگام مراجعت سلطان از اصفهان تدارك ديد ، و نيز با تقديم تحف گرانبها ، موفق شد ، سلطان را با خود موافق كند ، در عين حال با رعايت احترام و به طريق دوستانه ، اشتباهات سلطان را به وى گوشزد نمود و چون سلطان به وزير قدرتمند خود احتياج مبرم داشت او را به پشتيبانى خويش مستظهر ساخت . هدف از توطئهاى كه در سال 474 تدارك ديده شد ، آن بود كه وزير به سوء سياست مالى و نيز به خيانت متهم شود ، توطئه را بهمنيار منشى خمارتكين شرابى رهبرى مىكرد ، توطئهكنندگان نظام الملك را مورد اتهام قرار دادند كه سالانه هفتصد هزار دينار بين هوادارانش بخش مىكند و هفتاد هزار دينار حاصله از ماليات اراضى را خود مىستاند ، به عبارت ديگر ، اينان مدعى بودند كه وزير پيرامون خود ، دارودستهاى مقتدر تشكيل داده و از اعتماد سلطان سوء استفاده كرده است ، متقابلا نظام الملك بهمنيار را متهم كرد كه قصد جان وى دارد ، بالاخره پس از يك سلسله تحريكات متقابل ، قضيه به پيروزى وزير خاتمه يافت ، ملكشاه بهمنيار را عزل و زندانى كرد و چشمانش را از كاسه بيرون كشيد . نفس وجود اينگونه مجازاتها ، خود گوياى كيفيت اوضاع و رويه سياسى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 23