تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
آن عصر است . توطئه سال 476 نيز از نوع توطئه قبلى است ، اين توطئه نيز به طرز فجيعى خاتمه يافت . اين‌بار ، گرداننده اصلى شخصى است به نام ابو المحاسن بن رضا ، يكى از نزديكان ملكشاه كه پدرش صاحب‌ديوان انشاء ( طغرا ) ى سلجوقى بود . نظام الملك از اين توطئه نيز به سلامت رهيد ، ضيافت بسيار مجللى براى سلطان ترتيب داد ، تحفه و تعارف فرستاد و خدمات بزرگى كه براى دولت انجام داده بود يادآور شد ، صورت اموالى را كه وقف كرده بود از لحاظ سلطان گذرانيد و حتى به ملكشاه پيشنهاد كرد كه تمام اموالش را به عنوان هديه قبول كند ، سپس اجازه زاويه‌نشينى طلبيد تا باقى عمر را در گوشهء عزلت بگذراند ، اعمام و اقوال وزير در سلطان مؤثر افتاد . ابو المحاسن نيز ، بمرگ محكوم شد و طغراء به مؤيد الملك يكى از پسران نظام و يكى از حاميان غزالى سپرده شد ، عمل وزير ، ما را به ياد اعتراف غزالى در منقذ مىاندازد آنجا كه وى افسوس مىخورد كه چرا به دنبال ثروت و جاه رفته و از همان ابتدا عزلت اختيار نكرده است . پس از خاتمه اين حوادث و سفر سلطان و وزير به بغداد در سال 479 چنين گمان مىرفت كه اين دو ، عاقبت‌الامر به اتفاق نهائى رسيده باشند ولى واقعيت امر با ظواهر آن يكى نبود ، ملكشاه كه در اين زمان به سركوبى دشمنان متعدد خود توفيق يافته بود ، در مقابل خود ، وزيرى مىديد كه زياده از حد قدرت داشت بدين سبب براى تضعيف وى انديشه مىكرد . . . » « 1 »

نصيحت‌نامهء نظام الملك به پسر خود فخر الملك

نظام الملك ضمن نامه‌يى بدون تاريخ ، از فرزند خود فخر الملك گله مىكند كه چرا اندرزهاى سياسى او را در مأموريت طوس كاملا به كار نبسته است . و سپس مىنويسد : « . . . پادشاه حق خدمت مرا مراعات فرموده به تصور اين‌كه ، چون خدمت من پسنديده افتاد ، خدمت فرزندم نيز پسنديده افتد و انشاء اللّه اقتدا به من كند . مرد خردمند چون به ابتدا در شغلى شروع كند ، جايگاه دارد و نيكنامى حاصل گرداند ، كه چون نيكنامى منتشر شد . . . اگر حاسدى يا مفسدى خواهد كه ذكر جميل از او بازستاند ، نتواند . و آن‌كس كه جاهل بود ، به كسب مال مشغول شود و خود را به محقرات آسوده گرداند تا هم جاه به باد دهد و هم بدنام شود . . . بايد كه چون به حضرت رود ، به ادب رود و به ادب نشيند و گوش هوش سوى او دارد ، تا چون سخنى گويد ، نيك فهم كند و بداند كه جواب برچه وجه مىدهد . و در ديوان با حلم و وقار باشد و سخن مردم را به غور رسد و درماندگان را اعانت كند . . . در سراى خويش بر لشكريان و رعايا گشاده دارد ، و اگر كسى را پىعذرى مسموع بازگرداند ، لابد متوحش گردد آن را تبعها بود ، و بهر وقت تحفه‌اى از ظرائف كه ميل حضرت بدان بيشتر باشد از سلاح و اسب و جز آن . . . در جشنها ، رسم خدمت به جاى آورد . . . با اركان دولت دوستى ورزد . . . اگر به ديدن او آيند ، ايشان را جامه دهد و
هامش
( 1 ) . سياست و غزالى ، تأليف هانرى لائوست ، ترجمهء مهدى مظفرى ، ج 1 ، ص 39 به بعد