داشتى ؟ اگر راست نگوئى بر خون خود سعى كرده باشى . »
پس از وصول پاسخ وزير ، سلطان به مدافعات او توجهى نكرد . گفت : چنين كسى مستحق مرگ است . و فرمان مىدهد كه بار ديگر او را سوگند دهند كه آخرين دينار دارايى خود را تحويل دهد . سپس او را پس از هجده سال وزارت ، در قلعهء كالنجار زندانى كردند . » « 1 »
تدبير و كاردانى احمد بن حسن ، مورد تأييد محمود بود . چنانكه محمود به ابو نصر مشكان گفت : « اين احمد مرديست سخت كافى و كارديده و كارآزموده و در كار راندن ، مرا بىدردسر مىرانده ، اما من به چشم او سبك مىنمايم ، به جهت آنكه از كودكى باز با من بوده است و احوال و عادات من دانسته و حشمتها رفته . »
در دورهء مسعود چنانكه خواهيم ديد ، اين مرد مدت دو سال وزارت او را به عهده گرفت .
و چون درگذشت ، مسعود گفت : « . . . به مرگ اين محتشم شهامت ، ديانت و كفايت مرد . . . »
وزارت محمد ميكال معروف به حسنك
پس از ميمندى ، محمود اين مقام را به حسنك مىسپارد . تا محمود حيات داشت حسنك مورد عنايت او بود ولى چون وى درگذشت و مسعود به زمامدارى رسيد ، حسنك كه در دوران امارت محمود ، همواره در اختلافاتى كه بين محمود و مسعود وجود داشت جانب محمود را مىگرفت و از وليعهدى و جانشينى محمد فرزند ديگر محمود جانبدارى مىكرد ظاهرا به اين علت و يا به مناسبت تمايلاتى كه به مذهب اسماعيليه داشته مورد بغض و كينه خليفه و مسعود قرار مىگيرد و به دستور آنها به دار آويخته مىشود . چون محاكمه و مجازات اين وزير نمودار جلوههايى از زندگى اجتماعى و سياسى آن ايام است ، با رعايت اختصار ، قسمتهائى از آن را از تاريخ بيهقى نقل مىكنيم . « 2 »
چرا حسنك را به دار آويختند ؟
حسنك يكى از شخصيتهاى مهم دربار سلطان محمود بود كه مدتى به مقام وزارت رسيد ، وى پيش از رسيدن به اين مقام ، با جمعى از خراسانيان عازم حج مىشود ، و در مراجعت ظاهرا به علت ناامنى راه ، از طريق شام به عراق مىرود . و در طى اين سفر خليفهء فاطمى به جهات سياسى ، براى عموم حجاج خلعت مىفرستد و حسنك و ديگران ، خلعت را مىپذيرند و از طريق موصل به خراسان مىآيند . خليفهء بغداد ، از اين معنى در خشم مىشود و رسولى نزد محمود مىفرستد .
ولى محمود به گفتههاى مغرضانهء خليفه توجه نمىكند اما مسعود پس از امارت به شرحى كه خواهيم ديد ، گفتهء خليفه را به كار مىبندد و او را به محاكمه مىخواند و اعدام مىكند . علت دشمنى مسعود با حسنك ، ظاهرا اين بود كه در زمان قدرت سلطان محمود ، حسنك به اشارهء سلطان با مسعود از در مخالفت درمىآيد و او را از خود مىرنجاند . ابو سهل يكى از درباريان كه با حسنك دشمنى داشت ، پس از پايان دولت محمود و استقرار امارت مسعود ، موقع را مغتنم
هامش
( 1 ) . آثار الوزراء ، پيشين ، ص 187
( 2 ) . تلخيص از تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 36 - 221