تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
ديگر از قبيل عرف ، رويه ادارى ( عمل ) به گونه‌اى كه در احاديث و نيز در بايگانى دستگاه خلافت موجود بوده رجوع كرده است . همچنين اصل توجه به مقتضيات و شرايط زمان ( حكم الوقت ) را كه تطبيق اصول شرع را با شرايط جديد ميسر مىسازد به عنوان منبع حقوق شناخته است . بدين ترتيب مىتوان گفت كه ماوردى موجد و مؤسس نوعى سياست حقوقى است كه مشروعيت خلافت را توجيه و از آن دفاع مىكند . » « 1 » پطروشفسكى نيز راجع به نظريات سياسى ماوردى در مورد امام و « خليفه » مطالب جالبى مىنويسد : ماوردى در عصرى كه عملا خلفا قدرت و نيروى سياسى خود را از دست داده و آلت دست سلسله‌هاى فئودالى محلى نظير آل بويه ، غزنويان و سلجوقيان بودند ، سعى مىكند به يارى دين ، خلفاى عباسى را به اريكه قدرت بنشاند . « ماوردى خلافت را اساسى مىداند كه خداوند مقرر داشته تا حافظ دين باشد و حكومت عدل را بر جهان تضمين كند . . . بنابراين كمال مطلوب اين است كه دولت واحد اسلامى بايد وجود داشته باشد ، كه دير يا زود پس از آنكه همهء « كفار » را به زير سلطهء اسلام درآورد ، به دولتى جهانى مبدل شود . . . بنا به گفتهء ماوردى ، خليفه بايد واجد صفات زير باشد : از لحاظ اخلاقى بايد خرده‌اى بر او گرفته نشود ، داراى اطلاعات لازمه در الهيات و فقه باشد ، نقص عضوى نداشته باشد ، يعنى از لحاظ شنوائى و بينائى و گويائى و اعضاى بدن بىنقص باشد ، واجد عقل درست براى اداره و حكومت در امور دولتى باشد ، دلير و بىباك باشد ، تا بتواند از « سرزمين اسلام » دفاع كند ، و با كفار به حرب پردازد اصلا از قبيله قريش - كه پيامبر نيز از همان قبيله برخاسته بوده ، باشد . ماوردى براى تعيين جانشين مقام خليفه دو طريق مىشناسد يكى انتخاب جانشين از طرف مردم ( اين طريق را مطلوب‌تر مىشمارد ) و ديگر تعيين جانشين توسط خليفه حاكم ، در زمان حيات خويش ، به گفتهء ماوردى براى انتخاب خليفه بايد دو گروه از مسلمانان گرد آيند اول آنان كه حق انتخاب كردن دارند و ثانيا كسانى كه از ميان ايشان مىتوان خليفه را برگزيد ( يعنى كسانى كه اصلا قريشى باشند ) . انتخاب‌كنندگان بايد واجد سه شرط باشند : مسلمان باشند و شهرت نيك داشته باشند ، و اطلاعات لازم را واجد باشند تا بتوانند در مورد اينكه كداميك از نامزدان بيشتر حق خليفه شدن دارد تصميم بگيرند . و داراى چنان استعداد عقلى باشند كه بهترين انتخاب را به عمل آورند . . . انتخاب‌كنندگان خليفه بايد در جامعهء اسلامى صاحب نفوذ مسموع الكلمه بوده قدرت « حل و عقد » داشته باشند به ديگر سخن اينان بايد مجتهدان و مأموران عاليمقام باشند . . . انتخاب‌كنندگان بايد در مسجد جامع مقر خلافت گرد آمده ، در شايستگى نامزدان احتمالى مقام خلافت بحث كنند و آن‌كس را كه لايق‌تر و شايسته‌تر تشخيص داده شود برگزينند ، در ضمن بايد شرايط زمان را در نظر بگيرند : مثلا اگر انتخابات در زمان جنگ و يا آشوب صورت گيرد ، بايد يكى از افراد قريش را كه خصايص سردارى سپاه وى
هامش
( 1 ) . سياست و غزالى ، ترجمهء مهدى مظفرى ، ص 18 به بعد