تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
3 - به كيفر رسانيدن خطاكاران و تشويق خدمتگزاران 4 - . . . بر فرمانرواست كه با گماردن جاسوسان مطمئن از كارهاى مأموران دولت ، همواره آگاه باشد . . . در باب سلطان در ادب الكبير مىگويد . . . حكمران بايد از علما يارى جويد و بديشان پناه برد ، مسئوليت سلطنت خطير است . ازاين‌رو حكمران بايد كه از ساعات خواب و آسايش خود بكاهد تا به كارهايش برسد . فرمانروايان دو دسته‌اند : 1 - آنان كه از فرمانروائى خويش خشنودند و بدان دل بسته‌اند 2 - آنها كه از روى اكراه و اجبار فرمانروائى مىكنند . حكمران مجبور ، يا از جانب خداوند مأموريت فرمانروائى دارد و يا از جانب پادشاه و در هردو حال ، رضايت هردو را بايد فراهم كرد . حكمران نشايد كه كارهاى مهم مملكتى را به ديگران واگذارد . . . همنشين حكمران ، آن به كه اهل تقوى و از خردمندان باشد ، در مجازات و تشويق هرگز نبايد شتاب كرد . . . قدرت بايد با محبوبيت قرين باشد ، تنها در آن صورت است كه مىتوان از رعيت انتظار تسليم و اطاعت داشت ، تنها پادشاهان دادگر درخور اطاعتند . . . ابن المقفع در پيرامون خطر تملق و چاپلوسى چنين مىنويسد : « زنهار از چاپلوسى و تملق اطرافيان ، آن‌كس كه خريدار مدح و ستايش ديگران است بدان مىماند كه خود ستايشگر كارهاى خويش باشد . اگر اطرافيان از اين نقص فرمانروا آگاه شوند ، از همين كوره راه دژ وجود او را تسخير مىكنند و در خفا بر او مىخندند . » « 1 »

جامعه‌شناسى فارابى

« با اينكه فارابى در ميان فلاسفه و متفكرين عالم اسلام وسيعتر از ديگران به مسائل اجتماعى نگريسته . ( مىگوئيم وسيعتر از ديگران زيرا در مسائل حكومت عملى كه « سياست مدن » در كنار « اخلاق » و « تدبير منزل » يكى از اجراى سه‌گانه آن است ) فلاسفه ، بويژه ابن سينا سخنان اندكى نگفته‌اند ، بعلاوه از سنن كهن ايرانى بحث دربارهء حكمت عملى است . و لذا متفكرين و نويسندگان ما ، به صورت رسالات ادبى و اخلاقى ، مطالب متعددى دربارهء سياسيات و اجتماعيات نگاشته‌اند . نكته تازه در نزد فارابى آن است كه وى با دقت بيشترى نظريات افلاطون را در اين باره نقل مىكند . معروف است كه فارابى كه پس از فيلسوف عرب ، الكندى از مهمترين شارحان ارسطو و افلاطون است زبان يونانى را مىدانسته است ، زندگى متمادى فارابى در شام ، احتمال اين مسأله را تقويت مىكند ، يا لااقل اين احتمال را كه وى به تراجم سريانى آراء ارسطو و افلاطون مستقيما دست داشته است ، تقويت مىنمايد . نكات عمدهء جامعه‌شناسى فارابى ، براساس رسالهء « آراء اهل المدينه » به قرار زيرين است :
هامش
( 1 ) . تلخيص از : دكتر رسائى ، حكومت اسلامى از نظر ابن خلدون ، تهران ، 1348 ، ص 123 به بعد