تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
تقسيم‌بندى خاصى كرده است ، و تقسيم‌بندى فارابى نشان مىدهد كه وى نه تنها از مدينهء نذالت و بذاله كه مبتنى بر اصل سودورزى است ، متنفر است ، بلكه از مدينهء جماعيه كه ظاهرا مبتنى بر عدالت و در آن تساوى حقوق همگان حكمرواست ، نيز ، خوشش نمىآيد . و مدينهء فاضله را عبارت از مدينه‌يى مىداند ، كه در آن شاه ، يا اميرى عادل برطبق قواعد حكمت حكمروائى كند . اين پنداريا
« Utopie »
فارابى شبيه به پندار افلاتون و همانند پندارى است كه البته با مقدارى تغيير بعدها در قرن 18 - 19 از جانب جمعى از پنداربافان ( اوتوپيست‌ها ) تكرار شده است . قاعدتا فارابى اميرانى چون سيف الدوله را نمونهء كامل رهبران مدينهء فاضله مىشمرد ولى در اين مطلب تصريحى ندارد . » « 1 » ناگفته نگذاريم ، با اينكه فارابى حدود 14 قرن پس از افلاتون در جامعهء شكوفان تمدن اسلامى از مدينهء فاضله سخن گفته است - اگر نظريات جامع افلاتون ( 427 - 347 ق . م ) را با آراء محدود فارابى مقايسه كنيم به عظمت انديشه افلاطون و وسعت نظر وى پى مىبريم . در كتاب جمهوريت او در ( 24 قرن پيش ) مسائلى مطرح شده كه كمابيش رنگ و بوى زمان ما را دارد از قبيل طرفدارى از حقوق زنان ، تحديد تناسل و تزكيه نسل ، و تبليغ اصول مساوات و برابرى و توجه به فن تربيت ، سياست و هنر و جز اينها ، در حالى كه فارابى با اين قبيل انديشه‌ها اصولا آشنائى و توافق نداشته است ( براى اطلاع از افكار افلاتون نگاه كنيد به جلد اول اين كتاب از صفحهء 330 به بعد ) در ميان كتب تاريخى و اجتماعى بعد از اسلام نظير مروج الذهب مسعودى ، كتاب تاج اثر جاحظ ، احكام السلطانيه اثر ماوردى ، آثار متنوع غزالى ، مقدمه ابن خلدون ، سياستنامهء خواجه نظام الملك و ديگر آثار ، با تعاليم سياسى و اجتماعى گرانقدرى مواجه مىشويم ، كه ذكر خلاصه‌يى از آن‌ها خالى از فايده نيست .

[ عقايد سياسى ماوردى ]

- يكى از صاحبنظران عالم اسلام ماوردى است ، وى نخست در عهد خلافت قائم و در دوران وزارت ابن مسلمه ( 437 ) به كارهاى سياسى و ديوانى وارد شد و در صف ياران ديگر وزير ، چون قاضى حنبلى ، خطيب بغدادى ( مورخ ) و عده‌يى ديگر قرار گرفت ، در نتيجه ماوردى ، به مسائل سياسى و ديوانى عصر خود از نزديك آشنا شد به نظر هانرى لائوست اثر معروف او احكام السلطانيه « كتابى است كه از مسأله قدرت سخن مىگويد و به هيچ وجه جنبهء اندرزنامه ندارد و اصولا هدف از نوشتن آن ، نه پرده‌بردارى از اجحافات بوده است و نه يادآورى اصلاحات . . . در مقام اصولى ، بيشك ماوردى ، منابع حقوق را ، به شيوه‌اى كه بنيانگذار مكتبش ، امام شافعى ( متوفى بسال 204 ) تعيين نمود . مورد استفاده قرار داده است . اين منابع عبارتند از قرآن ، سنت ، اجماع و قياس . در عين حال ، ماوردى به نام مصلحت عمومى به منابع
هامش
( 1 ) . ويژگيها و دگرگونيهاى جامعه ايران در پويهء تاريخ ، از ص 180 به بعد ( به اختصار )
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 30 | مرتضى راوندى