1 - زندگى بالاجتماع براى افراد بشر امرى است ضرور ، زيرا بشر به تنهائى و انفرادى قادر به زندگى نيست و زندگى جمعى كارش را تسهيل و هستىاش را غنى مىكند .
2 - اجتماع بشرى را به سه نوع مىتوان تقسيم كرد : جماعت عظمى كه امم مختلف را در برمىگيرد و آن حاوى تمام معموره ارض است ، و جماعت وسطى كه يك ايالت را در بر مىگيرد و جماعت صغرى كه اهالى يك شهر يا كوى يا يك خانه را در برمىگيرد .
3 - جامعه شبيه به بدن انسان است كه در آن اعضاى رئيسه ( مانند قلب ) وجود دارد و اعضائى كه خود خادم عضو ديگرند ، ولى اعضائى هم به آنها خدمت مىكنند مانند معده ، و جوارح و اعضاى ديگر كه فقط خادمند ، مانند مثانه ، و غيره ، منتها در جماعت انسانى ، سير امور ارادى است - و حال آنكه در بدن انسانى امور طبيعى و تكوينى است .
4 - جامعه را فارابى « مدينه » نام مىگذارد ، كه ترجمه
« Polis »
يونانى است و آن را بر دو نوع تقسيم مىكند : مدينهء فاضله و مدينهء نازله يا مدينهء جاهله . مدينهء فاضله جامعهاى است كه در آن قدرت رهبرى و هدايت دارد . مدينهء فاضله عينا مانند پيكر انسان ، سالم است ، مرشد و راهبر اين جامعه بايد داراى جسم و جانى نيرومند ، هوش و زيركى و قدرت بيان باشد ، دانش دوست ، كمشهوت ، عارى از هوس ، بزرگمنش ، بىاعتنا به امور دنيوى ، دوستدار عدالت ، متنفر از ظلم ، شجاع و مدافع حق باشد . در جامعه و مدينهاى كه تحت رياست چنين مدير و مدبرى است ، نظم و ترتيب و تعاون بين افراد برقرار است و منافع مردم تأمين مىگردد ، و مضرات از آنان دفع مىشود .
براى آنكه رئيسى بتواند به مقام رئيس على الاطلاق برسد ، كه معموره ارضى را اداره كند ، بايد به مرتبت عقل بالمستفاد ( كه مقام كسب همه دانشها اعم از نظرى و اكتسابى است ) برسد و بر عقل فعال ( كه خود از نور محض است ولى در آن ، صورت كليه اشيا منعكس است و نفوس بشرى را از قوه به فعل منتقل مىكند ) اتصال يابد و حقايق ، مانند پيمبران به او وحى شود .
5 - اما مدينهء نازله يا جاهله را فارابى به انواع مدينهها تقسيم كرده است ، از آن جمله است مدينه بذاله كه در آن هدف به دست آوردن ثروت است و مدينهء تغلب يا مدينهء جلادين كه در آن هدف ستمگرىست ، و مدينهء خست يا مدينهء سياده كه در آن هدف نيل به لذت است و مدينه جماعيه ، كه در آن هرجومرج حكمروا و هركس خود را مساوى ديگرى مىشمرد ، و مدينهء ضاره يا مدينهء جاهله كه در آن گمراهى و عوامفريبى و دروغ حكمفرماست و مدينهء ضرورى كه هدف آن است كه حداقل ضروريات زندگى تأمين شود و مدينهء نذالت كه هدف جمع زر و سيم است ، و مدينهء كرامت كه هدف كسب برترى و شهرتپرستى است .
در بين مدينهء فاضله و مدينهء نازله يعنى جامعهء عالى و فاسد ، مدينه مبدلهيى قرار دارد كه در آن تركيبى از آراء نيك و بد مشاهده مىشود .
اصطلاحات فارابى ترجمهء درهمى از اصطلاحات افلاطون است و فارابى با الهام از او