تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
ما از پيروى آنان ناتوانيم . . . اين همه را مىگويد ، ولى آثار ريا و دروغ و تزوير بر وجناتش ظاهر است . . . خيال مىكند تمام اين حالات بر ناقدان بصير و خرده‌بينان و مردم‌شناسان پوشيده است . يكى از علل فساد و در عين حال خوشبختى او ، اين است كه شاه نسبت به او اطمينان فراوان دارد و سخن هيچكس را دربارهء او نمىشنود ، و اين معنى بر كبر و نخوت و خودپسندى او افزوده است . ولى چه فايده كه ثروت و جاه و جلال ، همهء اين معايب و زشتيها را پوشانده است : وقتى از ابو حيان مىپرسند با همهء اين صفات كه برشمردى ، كارها را چگونه روبه‌راه مىكند ، مىنويسد : « . . . به خدا اگر پيرزن نادان يا كنيز بىخردى را بر جاى او برگمارند ، امور را به همان ترتيب اداره خواهد كرد . زيرا كسى به او ايراد نخواهد كرد كه چرا كردى يا چرا نكردى و چنين موقعيتى ، تاكنون به هيچيك از كسان پادشاهان جهان دست نداده است . روزى كسى دربارهء حيف و ميل اموال و كارهاى زيانبخشى كه از او سر زده بود ، به شاه گزارشى داد . شاه عين همان گزارش را به وى داد ، و او شخص مزبور را خفه كرد . با اين همه ادعا مىكند كه من به روز قيامت معتقدم . و اگر كارهاى جهان و مقامات اشخاص براساس عقل و منطق بود ، مىبايست كودكان خردسال را تعليم دهد . زيرا تكبر و داد و فرياد و حركات لب و دهان و قيافهء او ، تنها مورد پسند كودكان تواند بود . . . » « 1 » وزير خوب : ابو طالب جراحى كاتب ، در نامهء شكوه‌آميزى كه به ابن عميد نوشت ، در شرايط وزارت و رياست چنين گفت : « در خانه رئيس ، هنگام بسته بودن بايد بسته ، و هنگام باز بودن بايد باز باشد ، مجلس رئيس با مردمان فاضل بايد پيوسته آبادان و خيرش به هركس برسد و احسانش لبريز و رويش گشاده و خدمتگارش باادب و حاجبش بزرگوار و گشاده‌رو و دربانش پرلطف و سكه‌اش رايگان و طعامش خوردنى و قدر و منزلتش زياده و دفترش سياه از صلات و جوايز و صدقات باشد . ولى تو در خانه‌ات همواره بسته ، و مجلست خالى ، و نيكىات يأس‌آور ، و احسانت نوميدكننده و خدمتگزارت بىادب و حاجبت پرخاشجو ، و دربانت ترش‌رو ، و سكه‌ات در عيوق ( نام ستاره ) و دفترت پر از حبس فلان شخص و برانداختن بنيان فلان‌كس و تبعيد فلان آدم است . تو را به خدا سوگند جز اين چيزى دارى ؟ » « 2 »

وزراى دورهء غزنويان

پس از پايان حكومت سامانيان و استقرار حكومت تركان و غلامان ، شكل حكومت و سازمان ادارى و قضايى ايران تغيير مهمى نكرد . در اين دوره‌ها نيز فئودالهاى صاحب‌نفوذ يا اشخاصى كه در طول زمان مراتب خدمت و وفادارى خود را به امرا ثابت مىكردند ، مىتوانستند به مقامات مهم ، از جمله وزارت منصوب شوند . نظام الملك در سياستنامه ، مىنويسد : « البتكين كه بنده و پروردهء
هامش
( 1 ) . مجلهء يغما ، خردادماه 27 ، ص 124 به بعد ( 2 ) . تاريخ فخرى ، ترجمهء گلپايگانى ، ص 62