تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
براى معالجهء فورى خود درخواست نمود ، عضد الدوله مجلس مشاوره‌اى از فحول پزشكان بغداد تشكيل داد و در آن مجلس ، براى معالجهء صاحب ، جبرئيل بن بختيشوع را كه سرآمد پزشكان آن عهد بود و زبان فارسى به خوبى مىدانست ، انتخاب نمودند . عضد الدوله او را به « رى » فرستاد و صاحب ، مقدم او را گرامى داشته و اموال بسيارى به او بخشيد و جبرئيل در آنجا به درخواست صاحب ، كتاب كوچكى در شرح امراض كه از فرق سر تا قدم بر انسان عارض مىگردد ، تأليف نمود . و صاحب هزار دينار زر براى تأليف رساله به او عطا نمود . و هميشه جبرئيل مىگفته است صنفت مائتى ورقه و اخذت عنها الف دينار . » « 1 » با آن‌كه دولت آل بويه و وزراء آن ، در ترويج مذهب تشيع و رها ساختن قسمتى از ايران از زير يوغ بنى عباس كوششها كرده‌اند ، ولى نبايد فراموش كرد كه آنها بر خلاف سامانيان نه تنها در احياء شعاير ملى و زنده كردن زبان و ادبيات فارسى قدمى برنداشته‌اند ، بلكه آنان بخصوص صاحب بن عباد از مخالفين جدى نثر فارسى و از دشمنان سرسخت ايرانيان متعصب بود . صاحب بن عباد در شهر رى كتابخانهء عظيمى داشت كه مورد علاقه فراوان او بود . تا جايى كه در جواب نوح بن منصور سامانى كه او را به بخارا و پيوستن به دربار سامانيان فراخوانده بود ، پاسخى معذرت‌آميز نوشت ، و از جمله معاذير او اين بود كه براى حمل كتابهاى من بيش از چهار صد شتر لازم است . فخر الدوله نه تنها بر خلاف سوگندى كه در مقابل صاحب بن عباد ياد كرده بود رفتار كرد ، بلكه با وضع مالياتهاى سنگين بر مردم ، و انتخاب دو وزير ستمكار به نام ابو العباس البضى و ابو على بن حمويه ، موجبات شورش و طغيان را در منطقهء نفوذ خود فراهم كرد . اين دو وزير كه با دادن ده هزار دينار ، منصب وزارت را از فخر الدوله خريده بودند ، براى جبران اين زيان ، دست به تجاوز به جان و مال مردم دراز كردند . تا جايى كه به قول حمد اللّه مستوفى « . . . عادت مذمومه پيش گرفتند و دست تطاول دراز كردند و ارباب تمول را از پاى درآوردند تا به مرتبه‌اى كه قاضى رى عماد الدين عبد الجبار كه در فروع مذهب امام شافعى رضى اللّه عنه دست تمام داشت ، و در اصول ، شيخ معتزله بود ، جهت آن‌كه گفت بر صاحب عباد ترحم نفرستم كه مر توبهء او معلوم نيست ، بگرفتند و سه بار هزار هزار درم مصادره كردند . و از قضاء معزول گردانيدند . . . » « 2 »

صاحب بن عباد و ابو حيان توحيدى

ابو حيان كه معاصر ابن عميد و صاحب بود ، كتابى بنام مثالب الوزيرين در ذم اين دو تأليف كرده است . وى در وصف صاحب گويد : « وى كثير الحفظ ، حاضر جواب و فصيح بود . از هرادبى ذخيره‌يى و از هر
هامش
( 1 ) . اسفراينى روضات الجنات ، باهتمام سيد محمد كاظم امام ( 2 ) . در حبيب السير ( ج 2 ، ص 430 ، نيز از مظالم و ستمگرىهاى ابو العباس البضى و حمويه نسبت به مردم و قاضى رى سخن رفته است .