تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
چون ولايت روم و تركستان و هندوستان و چين و عراق و روم و مصر و زنج و كابل و سند و عرب ، همه رسمهاى جهان به نزديك وى آوردند ، و آن‌همه نسختها پيش بنهاد و اندر آن نيك تأمل كرد و هررسمى كه نيكوتر و پسنديده‌تر بود ، از آنجا برداشت و آنچه ناستوده‌تر بود ، بگذاشت . و آن رسمهاى نيكو برگرفت و فرمود تا همهء اهل درگاه و ديوان حضرت بخارا آن رسمها را استعمال كردند و به رأى و تدبير جيهانى ، همهء كار مملكت نظم گرفت . بلعميان نيز در اين دوره مصدر خدمات مهم بودند . به عقيدهء استاد سعيد نفيسى ، يكى از خصايص بزرگ خاندان بلعميان و ابو الفضل محمد بن عبد اللّه بلعمى و پسرش ابو على محمد بن محمد بلعمى ، پرورش و انتشار زبان فارسى بوده است و ايشان نخستين وزراى ايرانىاند كه اين سياست بزرگ را پيشه ساخته‌اند . و دو وزير بزرگ ديگر كه پس از آن همين سياست را داشته‌اند ، يعنى شمس الكفاة ابو العباس فضل بن احمد اسفراينى در زمان سلطان محمود غزنوى و خواجه عميد الملك كندرى در زمان الب‌ارسلان سلجوقى ، هر دو از اين روش پيروى كرده‌اند و پيداست كه ابو الفضل بلعمى و ابو على بلعمى ، همه در زمان وزارت خويش ، همواره زبان فارسى را بر زبان تازى برترى گذاشته‌اند . و تا توانسته‌اند ، كوشيده‌اند كه زبان فارسى انتشار يابد و اين نكته كه زنده نگاه داشتن ايران و رهانيدن كشور از خطر تازى شدن و از ميان رفتن استقلال ايران اهميت بسيار دارد و در رأس همهء جنبشهاى ملى ايران است ، چيزيست كه خاندان بلعميان بنياد نهاده است و رسمىست كه ايشان در وزيرى و كشوربانى پديد آورده‌اند . « 1 » در دورهء پادشاهى امير سامانى ، ابو الفضل بلعمى ، ابو عبد اللّه جيهانى و ابو طيب مصعب ، مقام وزارت را به عهده داشتند . بلعمى دستور داد تا كليله و دمنه را از عربى به فارسى ترجمه كنند ، رودكى شاعر زبردست آن دوره نيز اين اثر گرانبها را به نظم درآورد . ديگر از وزراى معروف سامانيان ، ابو الحسن عتبى است .

وزارت در دورهء آل بويه

در دورهء آل بويه نيز وزراى كاردانى نظير ابن عميد و صاحب بن عباد ، ادارهء امور مملكتى را در دست داشتند . و در كار وزارت با قدرت و استبداد رفتار مىكردند ، و تنها مقامى كه مىتوانست از آنها بازخواست كند ، امير يا پادشاه بود . معمولا وقتى كه ظلم و جور وزرا از حد مىگذشت ، به پادشاه يا امير متوسل مىشدند . و شاه ، يا وزير را عزل مىكرد يا اموال او را مصادره مىنمود و يا او را مىكشت . چنان‌كه لشكريان بهاء الدوله در سال 318 از مظالم ( ابن معلم ) وزير وقت ، به او شكايت بردند و او را وادار كردند كه وزير خود را عزل و به آنان تسليم كند . و امير چنين كرد و لشكريان او را به بدترين وضعى كشتند . به طور كلى چون بيشتر امرا و سلاطين ايران چه قبل و
هامش
( 1 ) . سعيد نفيسى ، محيط زندگى و احوال و آثار رودكى