تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
بايد آخرين كسى را كه از پيش وزير آمده است ، به نظارت كوفه بپذيريد . چون فرمان او فعلا ناسخ ندارد . . . واليان و ساير مأمورين ناچار به طور سالانه مبالغ معينى خدمت وزير مىفرستادند . و گرنه فورى معزول مىشدند . . . ابو الحسن بن فرات ، سه بار به وزارت مقتدر برگزيده شد : دفعهء اول در ظرف سه سال وزارت ، هفت ميليون دينار اختلاس كرد كه تمامش مصادره شد ، سپس در سال 304 وزير شد و در 306 معزول گشت ، و بار ديگر يك سال به وزارت رسيد ، و در ظرف سه سال ده ميليون دينار پول نقد و مقدارى املاك اختلاس كرد . درآمد املاك مزبور دو ميليون دينار بود . و عجب اين‌كه هيچيك از شاعران و تاريخ‌نويسان ، نام او را به بدى نبرده‌اند زيرا بذل و بخشش فوق العاده مىكرد ، و همانطور كه برمكيان با بذل و بخشش ، قلم تاريخ‌نويسان را شكسته و زبان شاعران را بسته‌اند ، ابن فرات نيز با همان وسايل خود را نجات داد . مثلا هرموقع كه ابن فرات وزير مىشد ، مقرريهاى ذيل را مىپرداخت : 1 ) به راويان حديث بيست هزار درهم ، به شاعران بيست هزار درهم به اديبان بيست هزار درهم و به فقيهان بيست هزار درهم و به صوفيان بيست هزار درهم مىداد . علاوه بر اين ، به پنج هزار نفر از بزرگان آبرومند ديندار اهل علم ، ماهانه‌اى مىداد كه حداكثر آن ماهى صد دينار و حداقل آن ماهى پنج درهم بود . آرى با اين وسايل ، ابن فرات زبان و قلم را تحت اختيار خود درآورد . و همه نوع سوءاستفاده مىكرد . . . اما منابع ثروت وزيران دوره عباسى چنين بوده است : 1 ) رشوه در موقع واگذاردن كار . 2 ) رشوه براى باقى گذاردن مأموران بر سر كار خودشان . 3 ) دست‌اندازى بىحد و حساب به املاك مردم . 4 ) اختلاس از اموال دولتى و مالياتها ، چه دفاتر اين ايام ، هر نوع دزدى را تسهيل مىكرده است . 5 ) خريدارى حوالهء حقوق مأمورين درماندهء دولتى توسط دلالان به نصف ، و دريافت تمام آن از خزانهء دولت ، و همين قسم خريدارى مستمرى و مقررى فقيهان و خانواده‌هاى فقير آبرومند . 6 ) تجارت با ارزاق عمومى . 7 ) دريافت مبالغى سرانه از كسانى كه املاك دولتى را اجاره مىكردند ، يا ماليات شهرى را به مقاطعه مىگرفتند . 8 ) غصب اموال تجار با استفاده از پشتيبانى خلفا . 9 ) سوءاستفاده از عيار سكه و ضرب سكه‌هاى كم‌عيار كه بسيار سود داشت . پولهائى كه به اين ترتيب گردآورى مىشد ، غالبا با مصادرهء اموال وزير يا قتل او از ميان مىرفت . زيرا دولت و سپاهيان به پول احتياج داشته و غالبا پولى در خزانه نبود . لذا به دستور خليفه يا به ميل سران