تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
نرود وكيل تو هرساله غلهء آن مىبرد و من همه ساله خراج آن را مىپردازم و كس از اين‌گونه ستم به ياد ندارد . » « در قرن دهم ميلادى ، مأمورين و كارگزاران زيادى در ممالك اسلامى به كار مشغول بودند . چنان‌كه در شهر كوچك رقه در كنار فرات در سال 843 م . يك قادى ، يك تحصيلدار ، يك فرمانده ساخلو و شحنه و يك مأمور پست و يك مباشر و ناظر منطقه و يك فرمانده ژاندارمرى انجام‌وظيفه مىكردند . هر وزير عده‌اى همكار داشت و همين كه به وزارت برگزيده مىشد ، دوستان خود را به مقامهاى حساس مىگماشت . و به اين ترتيب ، غالبا تغيير وزراء با تغيير رؤسا و مسؤولان ادارات توأم بود . به عقيدهء مز « 1 » در آن دوره در دستگاه خلافت ، وضعى شبيه به وضع امريكا قبل از نخستين جنگ جهانى وجود داشت . و هركس مىخواست موقعيت مهمى كسب كند ، منتظر بود تا حزب يا دستهء او به زمامدارى برسد . البته با تغيير وزراء اداره‌كنندگان مشاغل كوچك همچنان در سمتهاى خود باقى مىماندند . » « 2 » حقوق كارمندان - از ميزان حقوق كارمندان ديوانى در منابع فارسى مطلب و آمارى موجود نيست . ولى در مصر سلسله‌مراتب ادارى ، حكومت داشت و به كارمندان حقوق كافى مىدادند . در قاهرهء قديم ، مانند بغداد ، وزير هرماه پنجهزار سكهء طلا ، يك مدير يا دبيركل ( - صاحب‌ديوان ) صد و بيست سكهء طلا ، يك معاون رئيس ، صد سكهء طلا ، يك رئيس تشريفات هفتاد سكهء طلا و يك مامور درجه اول ، حقوقش از سى سكهء طلا شروع مىشد . مأموران باسواد و بااطلاع ، هميشه از بين پارسيان انتخاب مىشدند . مقر و محل كار پارسيان بغداد بود و قبطىها معمولا در قاهرهء قديم مشغول مىشدند . مأموران اعزامى ، به دو زبان تكلم مىكردند . يعنى غير از زبان عربى با يكى از زبانهاى فارسى ، ارمنى ، چينى و قبطى آشنائى داشتند . اين كارمندان مورد نفرت و سرزنش عمومى بودند . زيرا مردم معتقد بودند كه آنان عوايد عمومى مسلمين را به يغما مىبرند . آنها منافع خود را به كمك اتحاديه‌هايى كه در موارد گوناگون به يارى آنها مىپرداخت ، حفظ مىكردند ، مثلا اگر كسى به جرمى مورد ضرب و جرح قرار مىگرفت صندوق اتحاديه به او خسارت مىداد . روز تعطيل هفتگى كارمندان ، جمعه بود . ولى در قرن دهم ، پنجشنبه را نيز به آن افزودند . شخصيتهاى مختلف مملكتى از خليفهء وقت ، لقب مىگرفتند ، به طور كلى ايرانيان و ملل شرقى مانند چينىها ، به لقب اهميت فراوان مىدادند . در قرن دهم ، شخصيتهاى مهم مملكتى اكثرا از بين خانواده‌هاى اشرافى انتخاب مىشدند فرزند ابن مقله وزير مدت هجده سال بر مسند پدر نشست و فرزند ابن عميد بيست و يك سال
هامش
( 1 ) .Mez( 2 ) . دكتر مظاهرى ، زندگى روزمرهء مسلمين در قرون‌وسطى ، ترجمهء نگارنده ، از ص 152 به بعد
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 296 | مرتضى راوندى