تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
و دور نگه داشتن سربازان از خودآرائى و استعمال عطر و پوشيدن لباس نرم و ظريف و تن‌پرورى و آسايش و تنعم و امثال اينها ، لازم و ضرورى است . » 4 - براى پرداخت حقوق و ارزاق بايد وقت معينى را در نظر گرفت تا سپاهيان نگران فرداى خود نباشند بايد حالات و روحيات سپاهيان مورد بازرسى دقيق قرار گيرد و كسانى كه متصدى آن امور مىشوند بايد از هرحيث طرف اطمينان و مورد وثوق باشند و حقيقت را با اخلاص و راستى بر خليفه بگويند و هيچ چيز را مخفى و مكتوم ننمايند ، اتخاذ اين سياست هر چند متضمن مخارج گزاف باشد براى جلوگيرى از فتنه و فساد و شورش ، ضرورى است . 5 - يكى ديگر از نظريات جالب اين ايرانى پاك نهاد ، دعوت خليفه به تنظيم قوانين و نظامات ثابت در سراسر حوزهء قدرت مسلمانان است . به نظر او هرج‌ومرج قضائى آن روزگار ( عهد منصور خليفه عباسى ) مولود نبودن قوانين و رويهء قضائى مشخص در بلاد مختلف اسلامى است ، به همين علت احكام متناقض در يك شهر صادر مىشود و مال و جان و ناموس مردم در يك محل مباح و در ديگرى حرام مىشود اينها همه ناشى از فساد احكام قضات است و تمام آن مفاسد به مسلمين تحميل و اجرا مىشود . به نظر ابن مقفع براى پايان دادن به اين آشفتگى ، يگانه راه اين است كه خليفه هيأتى از افراد ذيصلاحيت را معين كند تا آراء صادره را مورد بازرسى و تفتيش قرار دهند تا صلاح و فساد را تعيين كنند و حكم سنت را از حكم اجتهاد تفكيك و به موجب حق و عدل عمل نمايند ، آنگاه از احكام نهائى كه از اين مرجع عالى صادر مىشود نسخه‌هاى متعدد به تمام شهرها فرستاده شود تا بر اين احكام صحيح كه به منزلهء استيناف و پژوهش است اعتماد و قياس كنند . نكتهء بسيار جالبى كه ابن مقفع به آن توجه مىكند اين است كه قواعد و قوانين اجتماعى بايد برحسب شرايط و اوضاع در حال تغيير و تحول باشد . او 13 قرن پيش با قوانين ثابت و تغييرناپذير « دگم » موافق نبود و معتقد بود كه عدالت بر حسب زمان و مكان و مقتضيات اجتماعى و اقتصادى فرق مىكند بنابراين سنتها و قوانين پيشينيان براى هميشه قابل قبول نيست ابن مقفع مىگويد : « اولياء امور بايد عدل و مصلحت مردم را در نظر بگيرند . . . احكام مختلف اگر مبنى بر سنت باشد ، قابل نقض است زيرا صحت و سقم و مستند آن مقبول عموم مردم نمىباشد از اين گذشته در تفسير و تعبير سنت نيز اشكالات بسيار حاصل مىشود ، بنابراين بايد به عدالت رجوع كرد كه بهتر است اگر اختلاف هم ناشى از قياس باشد ، بايد تحت دقت درآورد و به مقتضيات عمل نمود زيرا هميشه نمىتوان نتيجه خوبى از قياس گرفت . ابن مقفع قياسى كه علما را دچار مشكلات كرده است مورد استهزاء قرار مىدهد اگر شما از علماء فقيه سؤال كنيد كه آيا ما هميشه بايد راست بگوئيم خواهند گفت آرى نبايد دروغ گوئيد ، آنگاه مىگويد اگر ظالمى قصد كشتن مظلوم و بيچاره‌اى را داشته باشد و او در محلى كه شما مىدانيد پنهان شده باشد و آن ظالم از شما بپرسد كه آيا فلان شخص اينجاست چه خواهيد