تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
در خويشتن بپذيرد بسر برد يا نه ، و چند مردمان جلد و كافى و شايسته و معتمد و معروف را محروم گذاشته‌اند و در خانه‌ها معطل نشسته و كس را تميز آن نباشد كه چرا بايد كه مجهولى ، بىكفايتى چند شغل بر دست گرفته و معروفى و معتمدى يك شغل ندارد و محروم ماند . . . » « 1 » خواجه پس از آن‌كه به تفصيل سياست غلط ادارى و راه و رسم مملكتدارى در آن دوران را مورد انتقاد قرار مىدهد ، مىنويسد : « هر وقت كه بىاصلان و مجهولان و بىفضلان را عمل فرمايند و معروفان و فاضلان و سنيان را معطل بگذارند و يك كس را پنج شش عمل فرمايند و يكى را يك عمل نفرمايند ، دليل بر نادانى و بىكفايتى وزير باشد . » خواجه در پايان سخن تمام اين ستمها و حق‌كشيها را محصول فساد و رشوه‌خوارى پادشاه مىداند و با شجاعت و صراحت تمام مىنويسد : « اگر كسى ملك را گويد : بگير و مرد را بگذار « آن‌كس به حقيقت دشمن ملك است و فساد مملكت مىجويد كه زر هم از مرد به دست آيد . » « 2 »

طليعهء آسايش

به نظر نظام الملك « . . . چون روزگار نيك فراز آيد و زمانهء بيمار بگردد ، نشانش آن باشد كه پادشاهى نيك پديدار آيد و مفسدان را كم كند و رأيها صواب افتد و وزيران و پيشكاران او نيك باشند و اصيل ، و هركارى به اهل آن كار فرمايند و دو شغل به يك مرد ندهند ، و از پادشاه لشكر و رعيت ترسنده باشند و كودكان را برنكشند و تدبير با دانايان و پيران عاقل كنند ، و همهء كارها به قاعدهء خويش بازبرند تا كار دينى و دنياوى بر نظام باشد ، و هريك را به اندازه كفايت او عمل بود و هرچه به خلاف اين رود رخصت ندهند و كمابيش كارها به ترازوى عدل و شمشير سياست راحت گردانند . » « 3 » نظام الملك مبنا و منشأ تمام مظالم و مفاسد را « وزير بد » مىداند ، و در فصل چهل و يكم مىنويسد : « ملك به عمال آراسته باشد و سر همه عاملان و متصرفان وزير باشد ، و هرآنگاه كه وزير بد باشد و ظالم ، عمال همه همچنان باشند ، بلكه بتر . » « 4 » نظام الملك در فصل چهل و دوم سياستنامه ، نظريات بسيار جالب خود را در مورد سازمان ادارى ابراز مىكند ، نظام الملك در حدود نه قرن پيش ، با اصرار زياد ، از سلاطين و زمامداران مىخواهد كه كارها و مسؤوليتها را تفكيك كنند و به هركسى فقط يك كار بدهند ، به نظر خواجه ، اگر دو شغل به يك نفر بدهند ، يا دو مرد را مشغول يك كار كنند كار از نظم و حساب خارج خواهد شد . « هر كه دو مرد را يك شغل فرمايد ، اين بدان افكند و آن بدين ، هميشه كار ناكرده ماند ، و مثل زنند در اين معنى كه : خانه به دو كدبانو نارفته ماند ، و ديه به دو كدخداى ويران . » نظام الملك از اين‌كه در عهد او بازار تبعيض و حق‌كشى رواج تمام دارد و عده‌اى با دادن رشوه يا در اثر انتساب به ارباب قدرت ، تمام كارهاى مهم مملكتى را قبضه كرده‌اند سخت
هامش
( 1 ) . سياستنامه ، پيشين ، ص 302 ( 2 ) . سياستنامه ، به اهتمام هيوبرت ، ص 208 ( 3 ) . همين كتاب ، ص 225 ( 4 ) . همين كتاب ، ص 214
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 288 | مرتضى راوندى