تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
ملامت لا يعلم انديشه‌اى مدار . »

حاجب بزرگ

« پس حاجب بزرگ را پيش خواند ، گفت : تو عدل و امينى ، در آنكه خواص دولت را به طريقهء مثلى بدارى و نگذارى كه هركس از مراتب و مواقف خود تجاوز كند ، ايشان را به چشم من نگاه كن ، و حشم را از خشم من بترسان . اوقات فرصت عرض احوال و مصالح خلق را فوت مكن ، و ساعات مكنت تقرير خاص و عام از دست مده و قضاى حوائج مردم را به جان ميان دربند ، و هنگام ملالت طبع از مباسطت اجتناب كن ، و كسانى را به شرف قرب و ملازمت حضرت مخصوص گردان كه به انواع آداب آراسته باشند ، و دقايق شرايط خدمت دانسته ، تا از بوتهء امتحان ناقص عيار بيرون نيايند . و بيخ محبت من بر زمين دل ايشان بنشان ، تا اوامر و نواهى را به جان و دل تلقى نمايند . » و صاحب انگشترى را گفت : « گشاد و بست و قبض و بسط امور ، به دست توست و نفاذ احوال به حكم تو متعلق ، بايد كه هيچ دقيقه‌اى از دقايق احتياط فرونگذارى و به قليل و كثيرى ، بىعلم و خبرت من خوض نكنى ، تا خدمت تو به محمدت مقرون گردد . »

ديوان نفقات

پس با صاحب ديوان نفقات گفت : « . . . چون چشم خلق به دست توست و مواجب معاش ايشان بر تو واجب ، طريقت اقتصاد مسلوك‌دار . تا استغناء ، سبب طغيان ايشان نشود و عدم احتياج مايهء كفران ايشان نگردد . با فرومايه شيوه « اجع كلبك يتبعك » را پيش گير و احتياط كن تا مستعد بىسببى از ما محروم نماند . و احتياط بليغ به جاى آور تا كار به مردم كافى . . . حوالت رود تا گرد و صمت گرد دامن كفايت تو نگردد . » « 1 » اكنون كه از كليات فارغ شديم ، وظايف هريك از ديوانها را مورد مطالعه قرار مىدهيم : ديوان وزارت در ايران : مهمترين مشاغل كشورى را پس از خلفا و سلاطين متصديان ديوان وزارت به عهده داشتند ، كسانى كه به قبول وزارت يا خدمات مهم ديوانى در دورهء قرون وسطا تن مىدادند ، در واقع مردمان حادثه‌جويى بودند كه براى كسب مال و جاه ، در اين راه پر خطر گام مىنهادند . مطالعه در تاريخ زندگى وزراء ايرانى ، چه در دوران قدرت خلفاى عباسى و چه در عهد سلسله‌هاى ايرانى ، نشان مىدهد كه كمتر وزيرى جان به سلامت برده است . بلكه اكثر متصديان اين مشاغل ، يا در اثر تجاوز نامحدود به حقوق مردم و يا در نتيجهء ثروت و قدرت فراوانى كه كسب كرده‌اند ، يا به جهات ديگر مورد غضب يا حسد خليفه يا سلطان وقت قرار گرفته و به طرزى وحشيانه مقتول يا زندانى شده‌اند و آنچه را در طول مدت زمامدارى به زور و تجاوز از مردم بينوا گرفته‌اند خليفه يا سلطانى ستم‌پيشه ، به حيطهء تصرف خود درآورده است به همين جهت از ديرباز مردم روشن‌بين قرون‌وسطا عاقبت « عملدارى را در جهان سياه‌رويى و خاكسارى دانسته‌اند . » نظام عقيلى در كتاب آثار الوزراء از قول اكابر زمان خود مىنويسد :
هامش
( 1 ) . از كتاب تحفه ، همان ، ص 96