تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مشاغلى كه متصديان آنها همراه وزير معزول از دستگاه ادارى اخراج شده بودند ، مىنشستند . كتّاب و كارداران معزول ، همواره مشكلى پيش مىآوردند . آنها براى به دست آوردن مشاغل خود ، توطئه مىكردند يا در صدد جلب حمايت حاكم يا وزير مقتدرى برمىآمدند . مناصب معمولا به شيوهء استادى و شاگردى از پدر به پسر به ارث مىرسيد و البته فنون مشاغل چون اسرار حفظ مىشد ، ظاهرا اصناف كه بعدها كسب اهميت كردند در اين دوره ، اهميتى نداشتند . » « 1 » به موازات سازمان مدنى حكومت ، نظام روحانى نيز وجود داشت . و اين دستگاه اخير ظاهرا از ثبات بيشترى برخوردار بود . مقامات روحانى بسيار زياد بود . قاضى به همهء مرافعات و امور ، چون حكام شرع رسيدگى مىكرد . . . مسجد شهر ، معمولا محلى بود كه قاضى در آنجا رأى خود را صادر مىكرد . گرچه در متون قديم مواردى هست كه نشان مىدهد قاضى در خانهء خود ، به قضاوت مىنشسته است - متأسفانه جزئيات آيين دادرسى ، معلوم نيست . پيشوايان روحانى اهل تسنن در بخارا نفوذ و قدرت خاصى داشتند . زيرا پيشوايان اهل تسنن بودند كه نخستين بار امير اسماعيل را به بخارا خواندند ، و بعدها مدتى بعد از انقراض سامانيان ، اين پيشوايان ادارهء امور سياسى و اجتماعى شهر را در دست گرفتند . » « 2 » دكتر مهدى محقق ضمن مطالعه در برخى از اصطلاحات ادارى و ديوانى در تاريخ بيهقى ، مهم‌ترين ديوانهاى آن دوران را ، ديوان رسالت ( ص 333 ) ، ديوان استيفا ( ص 367 ) ديوان خليفت ( ص 322 ) ديوان عرض ( ص 654 ) ديوان وزارت ( ص 256 ) ديوان وكالت ( ص 256 ) ديوان مملكت و حساب ( ص 362 ) ديوان نكت ( ص 606 ) ديوان بريد ، ديوان قضا و ديوان مظالم ، مىداند و مىنويسد : « كه از دو ديوان اخير ، به صورت‌مجلس قضا و مظالم يادشده است . » « 3 » سازمان حكومتى در دورهء سامانيان 261 - 389 : اسماعيل سامانى پايه‌گذار حكومت سامانيان ، براى تأمين استقلال ماوراء النهر و خارج شدن از زير سلطهء خلافت عباسى ، سعى كرد تا حكومتى متمركز به وجود آورد و با استفاده از ادارات و ديوان‌ها ، به قلمرو خود نظم و قرارى بخشد . در دورهء سامانيان ، دستگاه حكومتى ، عبارت بود از دربار پادشاهى يا درگاه ، و ديوان‌ها يعنى وزارتخانه‌ها و ادارات مركزى كشورى و نظامى ، در شرايط رژيم فئودالى آن روز ، كاملا آزاد و مستقل نبودند ، بلكه متنفذين دربارى و خانهاى ملوك الطوايف ، اغلب در كار ديوانها مداخله مىكردند . به طورى كه نرشخى مىنويسد : در زمان نصر دوم سامانى ( 914 - 943 ) در اطراف
هامش
( 1 ) . بخارا ، ترجمهء محمود محمودى ، ص 74 ( 2 ) . بخارا ، همان ، ص 109 به بعد ( 3 ) . يادنامهء ابو الفضل بيهقى ، ص 610 ، ( تاريخ بيهقى ، چاپ فياض و غنى 1324 )