دادهاند . شما هم ديوانهايى تشكيل بدهيد . » « 1 »
به نظر محقق شوروى اينوسترانتسف « هر قدر تاريخ دورهء نخستين اسلام تحت بررسى دقيقتر قرار مىگيرد به همان اندازه موضوع تأثير شديد ايرانى در پرورش افكار و رشد مؤسسات در اسلام مسلمتر مىگردد و اين تأثير در تشكيلات دولتى نيز قطعى بوده است . . . » « 2 »
چنان كه گفتيم نخستين موجد واقعى بوروكراسى عرب ، معاويه بود . وى به كمك « زياد » در شرق و « سرجون بن منصور » در مغرب ، وزارت دارائى را به معنى امروزى آن ايجاد كرد و پيش از وى ، عوايد حاصله از اراضى خراجى و صوافى تفكيك نمىشد هردو يك جا و به يك صندوق پرداخته مىشد و مستقيما بين عربها تقسيم مىگرديد . عمر در اعطاى اقطاعات از صوافى اكراه داشت ولى عثمان گشادهدستى زيادترى در اينباره نشان داد و معاويه عوايد حاصله از خراج را از عوايد صوافى بالمره جدا كرد . » « 3 »
« وقتى معاويه به خلافت رسيد معمول بود كه قسمت اعظم عوايد هربلد ، در همانجا صرف شود . بطورى كه بعضى قسمتهاى عراق ، از لحاظ مالى كاملا مستقل بودند و خود معاويه فقط درآمد شام را داشت . بنابراين وى فرمان داد كه هرولايتى سهمى به خزانهء دمشق بفرستد . » « 4 » چنانكه گفتيم معاويه در مصرف اين وجوه ، مطلقا خود را مقيد به احكام شرع نمىدانست ، بلكه براى حفظ خانواده و اعوان و انصار خويش ، به هرنحو كه مقتضى مىديد ، از ماليهء مملكت استفاده مىكرد . « 5 »
بايد توجه داشت كه از صدر اسلام ، در پرداخت خراج و جزيه اصول ثابتى در سراسر امپراتورى اسلامى حكومت نمىكرد ، و سران اسلام از عهد عمر به بعد به خاندان پيغمبر و صحابه و مجاهدين بزرگ و اشراف عرب ، به چشم ديگرى مىنگريستند و براى آنان حقوق و امتيازات بيشترى منظور مىداشتند « نه عمر و نه جانشينان وى به هرتقدير كه فكر كنيم ، اشخاصى مثل طلحه ، زبير ، و سعد بن ابى وقاص را موظف به پرداخت خراج نمىكردند . اما اين دليل نمىشود كه با رعاياى عراق نيز همين معامله را بكنند ، بالعكس لحن ولهاوزن ، گلدزيهر ، فان فلوتن و ساير نويسندگان كه دربارهء تاريخ امپراتورى عرب به تحقيق پرداختهاند ، اين است كه علىرغم اصول قرآن ، در ميان جامعهء مسلمين مساوات موجود نبود ، عربهائى كه در فتوحات شركت كرده بودند ، به صورت يك دستهء حاكم اشرافى داراى حقوق و امتيازات خاص درآمده بودند و مسلما حاضر نبودند كه با « موالى » در يك رديف باشند ، علت بسيارى از آشوبهايى كه در دورهء امويان پيدا شد ، همين وضع بود . « 6 » عدهيى از موالى كه در سازمانهاى دولتى و يا در غزوات
هامش
( 1 ) . الوزراء و الكتاب ، همان ، ص 44
( 2 ) . مطالعاتى دربارهء ساسانيان ، ترجمهء آقاى كاظمزاده ، ص 52
( 3 ) . يعقوبى ، ج 2 ، ص 277
( 4 ) . جزيه در اسلام ، ص 54
( 5 ) . همان ، ص 65
( 6 ) . غافل از اينكه على عليه السلام در اجراى كامل عدالت اصرار داشتند .