ديده مىشده و از بندگان زرخريد و بيشتر تركان مركب بودهاند ، در ممالك اسلامى شرقى سخنى در ميان نيست در دربار اسمعيل و جانشينان وى ، چنين گروه نگهبانى را مىيابيم . گرچه در آن زمان « اهل درگاه » هنوز اهميتى را كه بعدها به دست آوردند كسب نكرده بودند . در آن عهد بيشتر ساكنان ماورء النهر هنوز مسلح بودند . . . » « 1 »
ديوانها : نرشخى در تاريخ بخارا مىنويسد : « كه در ناحيهء ريگستان ، به دستور آل سامان ، سرايهاى عالى ساختند . . . بغايت نيكو . و مال بسيار در وى خرج كرد و بر در سراى خويش ، سراى عمال فرمود بنا كردند ، چنانكه هرعاملى را عليحده ديوانى بود بر در سراى سلطان ، چون ديوان وزير و ديوان مستوفى و ديوان صاحب شرط و ديوان صاحب مؤيد و ديوان مشرف و ديوان مملكهء خاص و ديوان محتسب و ديوان اوقاف و ديوان قضا ، بدين ترتيب ديوانها فرمود بنا نهادند . » « 2 »
ريچاردن فراى راجع به دستگاه ادارى امراى سامانى ، چنين مىنويسد : « وزير در رأس نظام ادارى قرار داشت و ديوانهاى مختلفى تحت نظارت وى بودند . نرشخى از ده ديوان در بخارا نام مىبرد كه همگى در مجاورت ارك كه مقر فرمانروا بود ، جاى داشتند . يكى از اين ديوانها ديوان استيفا بود ، كه وظيفهء خزانهدارى يا دواير ماليه را انجام مىداد . ديوان ديگر را اگر ديوان بايگانى و محل ضبط اسناد و مدارك بناميم ، احتمالا به بهترين وجهى توصيف كردهايم ( شايد مقصود ديوان خاتم باشد . )
ديوان سوم ديوان جند ، اختصاص به امور نظامى داشته است . ديوان بريد ، نه تنها مأمور رسانيدن نامهها از جايى به جاى ديگر بوده ، بلكه حكم دستگاه كسب اطلاعات و جاسوسى را نيز داشته است . ديوان ضياع يا ديوان املاك اختصاصى امير ، يمكن ، تحت نظارت وكيل قرار داشته ، زيرا قسمت عمدهء دارايى امير ، به صورت زمين بوده است . ديوان ديگرى عهدهدار وظايف انتظامى ، مانند نظارت بر اوزان و مقياسات و امثال آنها بوده است ( مقصود ديوان احتساب است ) علاوه بر اين ، از ديوان اوقاف و ديوان قضا اجمالا سخن مىگويد .
فراى در جاى ديگر مىنويسد : « بخش عمده كارداران دولت در شهرها زندگى مىكردند .
اين كارداران دولت را مىتوان به دو طبقه تقسيم كرد ، اولا كتّاب و منشيان غير روحانى كه دبير ناميده مىشدند ، و ثانيا عمال مذهبى كه عنوان فقيه داشتند ، گرچه در كار طبقهء كاتبان دوام گونهاى وجود داشت ، اما تشكيلات و سازمانى شبيه سازمان مستخدمين دولت در ميان نبود ، و هنگامى كه وزيرى مغضوب مىشد ، و وزير ديگرى به جاى وى منصوب مىشد بسيارى از كارداران نيز ، شغل خود را از دست مىدادند . حمايت از افراد ، از امور شايع و رايج بود ، و وزير جديد دستگاه كاملى از كارداران داشت كه همراه وى وارد دستگاه دولت مىشدند ، و بر سر
هامش
( 1 ) . تركستاننامه ، پيشين ، ص 489
( 2 ) . تاريخ بخارا ، ص 31