شركت كرده بودند ، موقعيت اجتماعى و امتيازاتى داشتند و تغيير مذهب براى آنان توليد اشكال نمىكرد . اما نومسلمانان طبقات پايينتر ، اشخاص بىسواد ، فقير و روستائيان ، چه در دهات و چه در شهر ، مورد اهانت قرار مىگرفتند تا جائى كه طبرى آنانرا « اجامر و اوباش » و حسن بصرى اين بىنوايان را « مجهول الهويه و حمقا » مىخواند . اين مردم براى علمداران انقلاب و مساوات طلبان ، دستافزار خوبى بودند و مردانى چون مختار به آنان مىگفتند در صورت پيروزى در تقسيم بيت المال بين آنان و اعراب ، امتيازى نخواهد بود . حجاج با اين طبقهء محروم به سختى رفتار كرد و آنان را به روستاهاى خود بازگردانيد و دوباره آنانرا با اينكه اسلام آورده بودند ، مشمول جزيه گردانيد . »
اكنون كه از سابقهء « ديوان » در دورهء ساسانيان و در آغاز نهضت اسلامى تا حدى آگاهى يافتيم ، وضع ديوانها يعنى سازمان ادارى را در دوران بعد از اسلام مورد مطالعه قرار مىدهيم :
سازمانهاى ادارى و حكومتى ايران بعد از اسلام :
ديوانها
پس از آنكه شاهنشاهى ساسانى بعللى كه ذكر آن گذشت ، در سال 641 ميلادى ( 21 هجرى ) بدست تازيان از پاى درآمد ، در حدود دو قرن مردم ايران از نعمت استقلال بىنصيب بودند . پس از روى كار آمدن سلسلهء صفاريان ( 245 - 290 ) تبعيت ايران از حكومت بغداد يكباره از ميان رفت و زمامداران اين سلسله ، براى ادارهء مرزوبوم خويش ، به سازمان جديدى دست زدند . از تشكيلات ادارى ايران در دورهء صفاريان اطلاع صحيحى در دست نيست . آنچه مسلم است ، يعقوب ليث و برادرش عمرو ، چندان در انديشهء ايجاد دربار و تشكيلات ادارى نبودند ، زندگى يعقوب با سادگى تمام با سپاهيان و همرزمانش سپرى مىشد ، و ظاهرا جز يك دبير رسائل ، به نام « محمد وصيف » و يك حاجب و عدهاى مأمورين ديوانى و ايلچى و غلام ، تشكيلات ديگرى نداشته است .
در كتاب روضة الصفا دربارهء او چنين مىنويسد : « هيچكس را وقوف بر اسرار او نبود .
چون دشمن او هزيمت مىرفت ، هيچكس از لشكريان او زهره و مجال نداشت كه بىرخصت او دست به غارت و تاراج برد . . . هر روز در مطبخ او بيست گوسفند در پنج ديگ مىپختند ، اول حصه غلامان درگاه جدا مىكرد ، آنگاه به خواص قسمت مىنمود ، روزى يكى از ايلچيان به او گفت ، كه تو را داعيهء پيشوائى هست و در خيمهء تو به غير از اين پلاس كه بر آن نشسته و سلاحى كه پوشيدهاى هيچ چيز نيست . يعقوب جواب داد كه به هرنوع كه سردار معاش كند ، نوكران نيز بدان نهج زندگى كنند . . . ظاهرا مرادش اين بود كه اگر من از راه اعتدال و انصاف منحرف شوم ، ديگران نيز از من پيروى خواهند كرد . »
تشكيلات ادارى : بارتولد مىنويسد : « سازمان سياسى بعد از اسلام در شرق ، و همهء مقامات ادارى آن به دو دستهء بزرگ تقسيم مىشد : يكى « درگاه » ( دربار ) ديگر « ديوان » ( دفتر ) . تا زمان سامانيان هيچ اطلاعى درباره وجود نگهبانان شخصى پادشاه ، مانند آنچه در دربار عباسيان