بود . . . » « 1 » ما در اينجا بدون آنكه از نظريات فلسفى و ارزش ادبى او سخنى گوئيم چكيدهاى از نظريات سياسى و اجتماعى او را ذكر مىكنيم :
ابن مقفع چون مردى فيلسوفمنش و آزادانديش بود ، در عين حال ، كه از لزوم نظم و انضباط در سپاه سخن مىگفت ، با اطاعت كوركورانه موافق نبود ، وى در رسالة الصحابه مىگويد ، اوامر خليفه ، در صورتى مطاع است كه مبناى عملى و منطقى داشته باشد ، به نظر او « بعضى از فرمانهاى امير المؤمنين مطاع و قابل قبول و اجراست و برخى غير قابل تحمل است و نبايد آنها را اطاعت كرد . . . »
اگر امرا و اولياء امور ، اصلاح جامعه را در بعضى مسائل ضرورى تشخيص دادند و تغيير اوضاع اجتماع را از روى عقل و صلاح ، مقتضى بدانند بايد اوامر آنها را اطاعت كرد ، مردم در اين قبيل فرمانهائى كه ناشى از اصلاح است حق عصيان يا مداخله ندارند فقط مىتوانند مورد مشورت قرار گيرند .
ابن مقفع در حدود 13 قرن پيش مىگفت :
« 1 - عموم مردم حق رأى و پند و نصيحت دارند و مىتوانند رأى و عقيده خود را در اصلاح امور و مقتضيات ديگر اظهار كنند و اگر نقص و خطا و عيبى ببينند اولياء امور را بدان متوجه نمايند ولى نبايد از امر دولت تخلف كنند . » « 2 »
2 - يكى ديگر از تعاليم سياسى ابن مقفع تفكيك مسئوليت وزارت جنگ از وزارت دارائى است . به اين معنى كه فرمانده سپاه نبايد اداره « استيفا » را عهدهدار شود . در آن زمان سران سپاه خود مستوفى بودند يعين قائد فلان لشكر ، پيشكار ماليه مصر يا خراسان نيز بود و مستقيما ماليات را از مردم دريافت مىكرد و به والى محل صورتحساب مىداد .
ابن مقفع به نقص و عيب اين كار توجه كرد و گفت « مداخله سپاه در ماليه ، باعث فساد روح جنگجوئى مىشود ، اين فكر و عقيده ، مقرون به صواب است زيرا اغلب سران سپاه به واسطه داشتن نيروى نظامى به مردم ستم مىكردند و چون آنها را به حساب دعوت مىكردند آنچه از ماليه دولت در دست آنها بود به خود اختصاص مىدادند و از تحويل آن خوددارى مىكردند ، و با نيروئى كه داشتند مقاومت و عصيان و گاه دعوى استقلال مىكردند و از اين راه براى دولت مشكلات بزرگى ايجاد مىگرديد . »
3 - رعايت كفايت و لياقت اشخاص نيز مورد توجه ابن مقفع بود ، به نظر او « بايستى خليفه به مردان آزموده و رؤساى لايق توجه كند ، بسيارى از سران سپاه كه زيردست هستند از زبردستان خود بهتر و شايستهتر مىباشند ، تعليم و تربيت سپاه و آشنا كردن آنها به خواندن و نوشتن و فراگرفتن علوم ، و توجه به مبانى اخلاقى و عادت دادن آنها به عفت و نجابت و امانت ،
هامش
( 1 ) . پرتو اسلام ، ص 248
( 2 ) . پرتو اسلام ، ص 259 به بعد