مبادرت كرد و نخستين سنگ بناى بوروكراسى و سازمان ادارى اسلامى به دست ايرانيان گذاشته شد . در اين دوره نظر مشورتى سران اسلام همواره مورد توجه بود چنان كه يك بار عمر خليفه مسلمين به چشم خود ديد كه مردى با زن شوهردارى زنا مىكند ، صبح مسلمانان را فراخواند و به آنان گفت ، اگر خليفه شما ناظر چنين صحنهاى باشد مىتواند حكم شرع را در مورد زنا اجرا كند اكثر مسلمين روى موافق نشان دادند ، ولى على ( ع ) گفت مبادا چنين كنى ! اسلام براى اثبات زنا حضور چهار شاهد را ضرورى دانسته است . به اين ترتيب مىبينيم كه در صدر اسلام ، صحابه و ياران پيغمبر حكم وزير و معاون خليفه را داشتند و در مسائل دشوار به او كمك فكرى و عملى مىكردند ، مىگويند ، پس از قتل عثمان به على پيشنهاد خلافت شد ، ولى او رد كرد و گفت : و انا لكم وزيرا خير لكم منى اميرا - اگر من وزير شما باشم بهتر است .
الماوردى ، مؤلف كتاب الاحكام السلطانيه از دو نوع وزارت اسم مىبرد :
« وزارت تنفيذ كه به موجب آن شخص وزير ، احكام و فرامين خليفه را به رعايا و واليان ابلاغ مىكند و در حقيقت واسطهاى بيش نيست ، و لازم نيست كه اين وزير داراى درجه اجتهاد بوده و شرايط اسلام و حريت را دارا باشد ، به عكس وزير تفويض كه بايد واجد هرسه شرط باشد .
در وزارت تفويض ، وزير مىتواند متصدى همه عملياتى كه خليفه صلاحيت آنها را دارد بشود جز سه كار :
1 - تعيين وليعهد 2 - طلب استعفا از مقام ، از مردم 3 - عزل مستخدمينى كه خليفه آنها را به كار گماشته است . نمىتوان بطور دقيق ، حدود قدرت و وظايف و اختيارات وزير تفويض را معين كرد ، زيرا چنان كه تاريخ نشان مىدهد قدرت سياسى و اقتصادى وزير تفويض برحسب لياقت يا عدم لياقت خليفه ، امير ، و يا سلطان زياد يا كم مىشود ، در مواردى كه امير يا سلطان مردى بيداردل و فعال بوده و در امور سياسى كشور به طور جدى مداخله و نظارت مىكرده است ، وزير تفويض ناگزير بود در مسائل مهم تصميمات خود را به اطلاع سلطان يا خليفه برساند و بدون جلب موافقت او به هيچ كار مهمى اقدام نكند . » « 1 » به اين ترتيب مىتوان گفت وزير تفويض در دستگاه خلفا و سلاطين مقتدر ، حدود قدرت و اختياراتش به حدود صلاحيت وزير تنفيذ تنزل مىكند و برعكس در مواقعى كه خلفا و سلاطين اهميت و شايستگى لازم را نداشتند ، وزرا فرمانرواى حقيقى مملكت بشمار مىآمدند و حل و عقد كليه امور ، زير نظر آنان صورت مىگرفت چنان كه در عهد عباسيان خاندان برمكى قدرت و نفوذ فراوان كسب كردند و بتدريج سازمان ادارى ساسانيان را در دولت عباسيان بوجود آوردند ناگفته نماند كه ديوانها در در اسلام تا زمان عبد الملك به زبان فارسى و رومى بود و اعراب به مسائل ادارى و مالى احاطه و تسلطى نداشتند « هنگامى كه « حجاج » زمام امور عراق را به دست گرفت . . . زادان فرخ ديوان فارسى را
هامش
( 1 ) . تاريخ حقوق ايران ، تأليف جعفرى لنگرودى ، ص 45