نتواند كه در آن خاك حرف حق بزند و بر باطل اعتراض كند و دعوى علم و هنر كند و در صدد دفع و رفع كذب ديگران برآيد . »
نويسنده ، در طى نامه مشروح خود مىنويسد : « سالنامه روس را ديدم جمعيت ايران را نه كرور نوشته بود ، از لفظ فرانسه و انگليسى كرارا شنيدم كه دولت ايران ضعيف شده است و بايد در تدارك چاره باشد ، فكر سامانى براى خود بكند ، مىبينيد كه مدار حكومت پادشاه و حوزه سلطنت به آراء چند نفر اطفال نابالغ منوط است ، همه جوان نازپرورده و متنعم از همه جا بىخبر ، از همه جا بىاطلاع مجالس ملوك بايد آراسته باشد به علما و حكما و مردمان مجرب كارديده و جنگآزموده متتبع باخير ، از همه جا آگاه و بهر لطيفه از دانش و خير متوسل . . .
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست * عاشقى شيوه رندان بلاكش باشد
. . . در سى سال پيش شنيدم جمعيت ايران 22 كرور است و مالياتش پنج كرور ، واى عجب حالا مىشنوم جمعيت ايران 14 كرور است و بقول روسها نه كرور ، آن هم حرف است . . .
اگر ملت است چيزى از او باقى نمانده است مگر چهار آخوند پيشنماز و چهار دسته سينه زن و پيلباز و ده دوازده روضهخوان و شبيهخوان بد صداى بدآواز .
اگر نوكر است جمعى . . . آنهائى كه اهل قلم و اصحاب شمشيرند دست به دست هم دادهاند و حاصل دولت بل حاصل مملكتى را مىبرند و همه امتيازشان به فراش خلوت و يراق است و لباس خز و سنجاب و غيره و غيره ، نه كسى از علم حرب و جنگ بهرهاى دارد نه از راستى و درستى . . . جمعى مردم بىخبر بصور مختلف و لباسهاى متفاوت و ريش و سبيل متناسب و غيرمتناسب ، يك مشت رعيت فقير بيچاره فلكزده را طعمه خود كردهاند ، وقتى از اينها چيز مىگيرند و مىبرند و مىخورند ، كج مىنشينند و تند نگاه مىكنند . . . قوام رعيت به دو چيز است يا زراعت است يا تجارت ، اگر زراعت است زارع و مالك كه از دست ظلم و تعدى ضباط و عمال و به علاوه بخل آسمان و امساك زمين ، بيشتر در اطراف دنيا پريشان و متفرق شده است و زراعتى نمانده است . . . ده سال است نوغان گيلان ضايع شده است و البته سى كرور به دولت و مملكت خسارت وارد آمده است هيچكس نپرسيد و هيچكس نگفت ، خوب سبب اين چه بوده است و راه تلافى و اصلاح اين چه چيز است . . . اگر تجارت است تجار و كسبه از بس ده يك و ده نيم دادهاند و قيمت و اجرت تلگراف دادند و به در خانه اين و آن دويدند جمعا گدا و سائل به كف شدهاند . . .
اندكى با تو بگفتم غم دل ترسيدم * كه دلآزرده شوى ورنه سخن بسيار است « 1 »
« پاولى « 2 » مدت بيست و پنج سال از طرف وزارت داخلهء فرانسه ماموريت داشته است كه از
هامش
( 1 ) . روزگار يك اهل قلم در دورهء قاجاريه ، اصغر مهدوى و هما ناطق ، راهنماى كتاب ، سال هجدهم ، شمارههاى 10 - 12 ( به اختصار )
( 2 ) .Paoli