اعتماد السلطنه صنيع الدوله ( محمد حسن )
اندرزهاى سياسى ناپلئون سوم به ناصر الدين شاه :
ترجمهء نامه ناپلئون سوم :
« برادر و دوست من ، حركت فرخ خان امين الملك سفير بزرگ آن اعليحضرت ، فرصتى به من مىدهد تا از آن اعليحضرت دربارهء نامهاى كه نوشته بوديد سپاسگزارى كنم و ايشان را از مراتب محبت خود مطمئن سازم . خوشوقتم اگر در عهدنامهاى كه ميان آن اعليحضرت و انگليس منعقد شد ، توانستم خدمتى انجام دهم . زيرا صادقانه بقاى دودمان سلطنتى و ملتى را كه تحت حكم آن اعليحضرت است خواهانم . دوستى خالصانهاى كه من براى شما دارم و توجهى كه مملكت شما در من ايجاد مىكند ، خالى از هرنفع شخصى مىباشد . وضع جغرافيايى ايران هم طوريست كه فرانسه جز ميل به عظمت و آبادانى آن نظر ديگرى ندارد . اما روسيه و انگليس هردو نفع زيادى به ايجاد نفوذ در ايران دارند تا تسلط خود را در شرق دور زيادتر كنند . سياست سالم آن اعليحضرت در اين خواهد بود كه با آن دو دولت بزرگ مدارا كنند ، ولى با هيچ يك از آنها متحد نشود . اما هرچه آن اعليحضرت نيرومندتر باشند ، بيشتر در جستجوى همبستگى با او خواهند بود و بيشتر به استقلال او احترام خواهند گذارد . در همهء ممالك دنيا براى كسب قدرت بايستى كه اول افكار مردم را به دست آورد و منافع همگان را در نظر گرفت و سپس تشكيلات نظامى و ادارى محكمى داشت . بدين معنا كه دولت آن اعليحضرت بايد به مذهب و عدالت تكيه كند و تشكيلات ادارى پاك و منورى داشته باشد . با دستگاه اخذ ماليات عادلانه و نيروى مسلح منظمى گمان مىكنم كه ايران بايد پناهگاه اسلامى واقعى كه هرروز در اسلامبول ضعيفتر مىشود باشد . وضع آن اعليحضرت از سلطان عثمانى خيلى بهتر است . چون او با گروه قليلى ، مسلمان بر عدهء زيادى عيسوى حكم مىرانند ، نژاد فاتح هم كه صفات مردانگى نياكان خود را حفظ نكرده است و بدين دليل نفوذ معنويش هرروز كمتر مىشود . و چون دولت مسلمان ناچار است كه ضمانتها و حقهاى بيشترى به اتباع عيسوى خود بدهد ، از حيثيتش ميان افراد هرچه بيشتر كاسته مىشود . ايران برعكس مىتواند اعتقادهاى قديمى و رسوم سابق خود را دست نخورده حفظ كند و به دنيا ثابت نمايد كه قرآن مخالف با پيشرفت تمدن نيست . بدين معنا كه آن اعليحضرت مىتواند در آن واحدى كه به دين نياكانش وفادار مانده است و با حفظ شعارهاى