گويان مطلب خود را كه اغلب به منافع شخصى او يا دوستان و كسان و بستگان اوست ، به اسم مصالح عامهء كشور به عرض مىرساند و به زور چاپلوسى كار خود را از پيش مىبرد . » « 1 »
هانرى مارتين نام ، از كشيشان انگليسى كه به قصد ترجمهء انجيل و تورات به فارسى در سال 1811 ميلادى به ايران آمده ، در كتاب شرح زندگى خود در باب ايرانيان مىنويسد :
« اين ملت بيچاره از ظلم و استبداد حكومت خود كه هيچ چيز قادر نيست كه جلو ظلم و اجحافش را بگيرد و يا حتى تخفيفى بدهد ، فريادش بلند است ، زهى اروپاى سعادتمند . . . ملتهاى اروپايى چقدر نسبت به اين ملت ايران سربلند به نظر مىرسند . با اينهمه ايرانيان مردم باهوش و دلزندهاى هستند و استعداد دارند كه بزرگترين و قادرترين ملت مشرقزمين باشند . تنها چيزى كه كم دارند ، يك حكومت خوب و صالح و مذهب مسيح است . همو در جاى ديگر مىنويسد : « در تمام طول راه هرجا كه شاه عبور كند ، مرم و رعايا ازين قضيه چنان هراسناك و متوحشند كه گويى مصيبت آسمانى به آنان نازل شده است . طاعون و امراض و قحطى در مقابل بلا و مصايبى كه از طرف ملازمان شاه بالنسبه بمردم وارد مىگردد ، چيز كمى است كه در حساب نمىآيد . . . » « 2 »
شيوهء حكومت در عهد قاجاريه
رابرت گرنت واتسن انگليسى كه در سال 1865 كتاب خود را موسوم به تاريخ ايران در دورهء قاجاريه نوشته ، درباره دربار ايران مىنويسد : « 253 پادشاه تا به حال به ترتيب در ايران بر تخت سلطنت نشستهاند . اصل اساسى قانون ايران مىرساند ، كه شاه يعنى كشور و همه افراد براى خاطر سلطان زندهاند . تمام انتصابات در سراسر قلمرو سلطنت به وسيلهء شاه يا كسانى كه از جانب او اختيارات دارند انجام مىگيرد . . . پيرامون فرزندان شاه را ، از همان اوان طفوليت گروه چاپلوسان تشريفاتى فرامىگيرند . . . يكى از هدفهاى تحصيل مقام در ايران ، جمع كردن حداكثر پولى است كه امكان دارد به وسيلهء يك دستگاه ادارى وصول شود . در ايران تقريبا هرچيزى بسته به پول است . وزيران بايد نه تنها در به دو انتصاب وجهى به اين مناسبت تقديم دارند ، بلكه بعدا هم بايد مرتبا براى دوام امتياز خود وجه پرداخت كنند ، از سوى ديگر بديهى است كه آنها نيز به نوبت خود مىپندارند حق دارند كه همين قاعده را نسبت به زيردستان و اربابرجوع خود اجرا كنند . » « 3 »
سپس مىنويسد : « انفصال رجال بيشتر منوط به ميزان آز و هوس رئيس مملكت است . . .
همينكه كسى مقامش را از دست داد ، مقام ديگرى را با پرداخت پول براى خود فراهم مىكند .
هامش
( 1 ) . خلقيات ما ايرانيان ، پيشين ، ص 88 - 76
( 2 ) . همان ، ص 100
( 3 ) . همين كتاب ، ص 100