تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
انجام مىگرديد ، نداشت . گويا نسبت به ديگر صاحب‌منصبان ديوانى از لحاظ مقام نازلتر و فروتر بود . موضوع جالب توجه آنكه لشكرنويس ديوان ، مسؤول اعضاء و خدمهء حرم نيز بود . يساول كه ريشهء مغولى دارد ، به معنى قانون و فرمان است و به مأمورينى اطلاق مىشود كه او امر و فرمانها را در حضور سلطان ، اجرا مىكردند . در زمان صفويه يساولان صحبت ، وظيفه آجودانهاى امروزى را انجام مىدادند . از عالم‌آراى عباسى ( ص 124 ) برمىآيد كه يساولان صحبت را به مأموريت‌هاى خطير نيز مىفرستادند . مأموريتهايى كه نتيجهء برخوردارى از اعتماد كامل سلطان بود . شاردن آنان را با عنوان خدمتگار مصاحب يا « خادم خاص » مىخواند و مىگويد كه آنان در تشريفات و مراسم با چوبدستها يا عصاهاى زراندود حاضر مىشدند . يساولان صحبت از ميان پسران نجيب‌زاده‌ترين امراء برگزيده مىشدند . در شرفنامه شرف خان ( جلد اول ص 450 ) شمه‌اى از شيوهء تربيت جوانان نجيب‌زاده‌اى كه در حرم شاه به مصاحبت شاهزادگان پذيرفته مىشدند ، مسطور است و جا دارد كه سپاسگزار اين اشارت صاحب شرفنامه باشيم . آنان به دست لله‌هاى مجرب و متقى و پرهيزگار سپرده مىشدند و ضمن كليهء فنون نظامى ، از جمله چوگان‌بازى نيز بديشان آموخته مىشد . حتى اشتغال به فن نقاشى نيز از تكاليفشان بود . زيرا شاه طهماسب معتقد بود و مىگفت كه اين هنر « سليقه را راست مىكند . » يساولان مجلس چندان ممتاز و مورد نظر نبودند و يساولان صحبت و مجلس ، هر دو تحت نظر ايشيك آقاسىباشى قرار داشتند ضمن اين‌كه يساولان صحبت در حضور شاه مىايستادند ، يساولان مجلس در كار رسانيدن فرامين و احكام سلطان به مجلس‌نشينان بودند . » « 1 » حكيم‌باشى : در دورهء صفويه حكيم‌باشى ناظر امور پزشكى شاه و اطرافيان او بود و از خزانه حقوق كلانى مىگرفت . بزرگترين خطرى كه حكيم‌باشى را تهديد مىكرد ، عزل از سمت و ضبط اموال و افتادن به زندان بود ، و اين امور هنگامى پيش مىآمد كه بيمار تاجدار وى فوت شود . و شاردن و كمپفر سرگذشت دو حكيم‌باشى شاه عباس ثانى را نقل مىكنند ، معهذا رفتارى كه با آنها شده ، نشان مىدهد كه در زمان صفويه نسبت به دوران مغول با حكيم‌باشيان بهتر رفتار مىشده است . در زمان مغول حكيم‌باشيان جان در گرو كار خود داشتند . عطارخانه : با شغل حكيم‌باشى ، گونه‌اى بستگى داشت . كمپفر مىگويد : « داروهاى مورد نياز شاه و درباريان در عطارخانهء شاهى تحت نظارت ، به دستور عطار تهيه و تركيب مىشد . و همچنين اشاره مىكند به پرهيزخانه كه در آن انواع جوشانده‌ها و شربتها ترتيب داده مىشد . شاردن به بستگى نزديك مشاغل منجمان و حكيم‌باشيان اشاره مىكند و مىگويد قبل از به كار بستن نسخهء حكيم ، جلب موافقت منجم ضرورى بود . صاحبنظران خرافات وابسته به امور نجومى را يكى از علل تنزل و انحطاط نظام ايران مىدانند . . . » « 2 » در دورهء قدرت نادر و بازماندگان
هامش
( 1 ) . همان ، ص 122 ( 2 ) . همان ، ص 109 به بعد
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 246 | مرتضى راوندى