تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
در ميدان بزرگ و عظمت شهر ، با چراغانى و آتش‌بازى و هلهله و شادمانى مردم روبرو خواهم شد ، متأسفانه آنجا چيز فوق العاده‌اى نبود تا حس كنجكاوى مرا ارضا كند . خسته و كوفته از گشت بازار ، خود را به قهوه‌خانه‌اى رساندم و با صرف قليان منتظر فرارسيدن ساعت تاجگذارى شدم . . . نزديكهاى نصف شب ساعت سعد تاجگذارى فرارسيد ؛ همزمان با آن ، نزول باران ، وضع بيرون را به هم زد . اما با صداى طبل و شيپور به اطلاع مردم اصفهان رسانيدند كه حسين به پادشاهى رسيد . » « 1 » بدين ترتيب جشن تاجگذارى شاهى چون سلطان حسين آغاز و انجام پذيرفت .

سازمانهاى وابسته به دربار صفوى

صاحب جمع : اين صاحبان مناصب رؤساى دواير يا كارخانجات مختلفى از دستگاه خاصهء شريفه بودند كه توسط ناظر بيوتات اداره مىشد ، نويسندهء تذكرة الملوك ابتدا از جريان امور و مقرراتى كه در كارخانجات مختلف جهت كسب اعتبارات و حمايت مىشد ، بحث مىكند ؛ در رأس هريك از دواير يك صاحب جمع قرار داشت كه زير نظر وى يا هم‌رديف او يك مشرف كه مراد بازرس است مشغول انجام وظيفه بود . قسمتى از وظايف مشرف عبارت از تعيين و برآورد بودجه و اعتبار موردنظر بيوتات مربوطه بود و گزارش آن تقديم ناظر بيوتات مىگرديد ، و ناظر پس از امعان نظر و دقت در برآورد فوق آن را تقديم وزير بيوتات مىكرد و وزير مذكور آن را در گزارشى جامع منظم مىكرد و به وزيراعظم كه بدون توقيع وى هيچ اعتبارى پادار نمىشد ، تقديم مىداشت . بلافاصله پس از تعليفهء وزيراعظم ، صاحب جمع تهيهء رسيد مىكرد و اين توسط وزير بيوتات و مستوفى ارباب التحاويل امضا و خط گذاشته مىشد و ناظر بيوتات آن را مهر مىكرد . رسيد پس از انجام اين مراسم براى دريافت وجوهات آماده بود . طبق مندرجات تذكرة الملوك تعداد بيوتات يا كارخانجات سلطنتى سى و سه بود . خزانه‌دار و كليددار خزانه ، از خواجه‌سرايان با توقير و مورد احترام بودند . مطلب جالب آن است كه صاحب جمع خزانهء عامره يا خزانه‌دار ، نه تنها مسؤول نگهدارى وجوه و اشيايى كه به خزانه سپرده شده بود شناخته مىشد ، بلكه اقداماتى نيز براى اعاده و تحصيل مطالباتى كه موعد وصول آن سر رسيده بود به عمل مىآورد . جبادارباشى : نيز از خواجه‌سرايان بود . كمپفر در ص 124 در عداد طبقات مختلف ابواب جمعى وى از چلنگران و كارگران و پيكانگران و باروت‌سازان و آتشباران نام مىبرد . به علاوه مسگرخانه كه گويا كارخانهء جداگانه‌اى بوده است و طبق سخن كمپفر انواع ظروف مسى
هامش
( 1 ) . سفرنامهء كاررى ، پيشين ، ص 11 - 109
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 243 | مرتضى راوندى