اسمعيل پى افكنده بود ، در عهد شاه طهماسب رو به توسعه نهاد . دالساندرى دربار طهماسب را داراى دو بخش متمايز مىشمرد : بخش نخست را دربار خصوصى و خلوت شاه ، و بخش دوم را شوراى دولتى مىخواند . در بخش نخست زنان شاه سكونت داشتند كه بعضى از آنان را دختران جوان و بندگان كشور و گروهى ديگر را كنيزگانى تشكيل مىدادند كه شاه آنان را خريده يا بر سبيل تحفه قبول كرده بود . تقريبا همگى يا بيشتر اين خواتين دختران گرجى و چركسى بودند كه شاه بخشى از اوقات شبانهروزى خود را در كنار ايشان سپرى مىكرد . به گروه غلامان موظف ، اداى خدمتهاى گوناگونى از آن جمله كمك كردن به شخص شاه در هنگام لباس پوشيدن و يا لباس از تن بيرون كردن و نظم خيمه و خرگاه شاهى و آشپزخانه محول بود عدهء اين غلامان به چهل تا پنجاه نفر بالغ مىگرديد . عدهء اين غلامان عادى در دوران پادشاهى شاه عباس بزرگ به گفتهء ژان شاردن به هزار يا هزار و دويست نفر مىرسيده است كه آنان را برحسب زيركى و استعدادشان در سنين بعدى به مقامهاى مهم مملكتى مىگماشتند . اميرزادگان و فرزندان نامور كشور طبقهء ممتازى از غلامان بودند كه قاعدتا در كاخ شاهى نمىزيستند ، اما تمام روز را در دربار به خدمت شاه آماده بودند . وظايف اين دسته از غلامان نيز گوناگون بود و از آن جمله هنگام گرمابه رفتن يا تفرج ، به ملازمت شاه مفتخر بودند . دالساندرى مىنويسد : « اين گروه از ملتزمين ركاب شاه معمولا پانزده تا بيست و پنج ساله بودند و ندرتا به اشخاصى برمىخوريم كه سى سال از عمرشان گذشته باشد . اين گروه تا هنگامى كه موى بر صورت نداشته باشند ، به دريافت گونهاى مقررى نايل مىشوند . شاه طهماسب به نسبت اهميت خدمتى كه اين غلامان انجام مىدهند ، به بعضى بيست و پنج هزار و به برخى پنجاه هزار سكهء اسكورى با بهرهء بيست درصد وام مىدهد كه مدت اين وام در مورد بعضى ده سال و در مورد برخى ديگر بيست سال است . خود شاه همه ساله مرتبا بهرهء اين وامها را از غلامان خود مىستاند . ايشان نيز آنچه را به وام گرفتهاند ، در مقابل وثيقهء مناسبى با بهرهء شصت تا هشتاد درصد به اعيان و بزرگان دربارى كه چشمداشت مناصب و مقامات مهمترى را از شهريار مملكت دارند وام مىدهند . اگر وامگيرنده در پايان مدت نتواند اصل و فرع ، هر دو را يك جا تحويل دهد ، در آن صورت ناگزير است براى پرداخت بدهى تمامى دارايى خود را بفروشد . . . « اگر شاه در ازاى خدمت به پاداش لياقت و كاردانى اينگونه سران لشكر و اعيان و درباريان آنان را به مقامهايى چون قروچى باشيگرى يا فرماندهى پاسداران سلطنتى يا حكومت ايالتهاى مختلف مملكتى مىگماشت در آن صورت پرداخت اينگونه وامها آسان بود . و الا كسانى كه به چشمداشت رسيدن به مقامهاى بزرگ تن به چنين خطر بزرگى داده بودند ، به كلى خانه خراب مىشدند . . . بيشتر كسانى كه به عشق جاه و مقام وام مىگرفتند ، مىدانستند كه گاهى شخص فرومايهاى چون طهماسب ، در ازاى خدمت و جانفشانى ممكن بود به جاى منصب مثلا به ايشان غلامى خوبرو يا كنيزكانى زيبا و خوشاندام ببخشد . در واقع از آنجا كه اين امر متضمن هزينهاى از خزانهء وى نبود ، كرارا به چنين تدبيرى
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٣٧